سرمایه زیباشناختی، کالاسازی و تمایز نسلی: تحلیل کیفی گرایش نوجوانان دختر به موسیقی کیپاپ در تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه علوم اجتماعی- جامعه شناسی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار گروه علوم اجتماعی- جامعه شناسی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استادیار گروه علوم اجتماعی- جامعه شناسی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.22034/scm.2025.551285.1957چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی عوامل علّی گرایش نوجوانان دختر تهرانی به موسیقی پاپ کرهای (کیپاپ) انجام شد. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد (رویکرد نظاممند) بود. جامعه پژوهش را دانشآموزان دختر مقطع دوم متوسطه شهر تهران تشکیل دادند و با استفاده از نمونهگیری هدفمند، ۱۷ نفر از علاقهمندان به کیپاپ بهعنوان مشارکتکنندگان انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری و طی فرایند کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافتهها نشان داد که سه محور علّی اصلی در گرایش نوجوانان به کیپاپ نقش دارند. نخست، سرمایه فرهنگی–زیباشناختی که در قالب کیفیت بالای اجراها، تلفیق رقص و آواز، نظم آیینی و شور هنرمندان، تجربهای فراملی و متمایز ایجاد میکند. دوم، کالاسازی و اقتصاد فرهنگ هواداری که از طریق عرضه محصولات و نمادهای اختصاصی مانند لایتاستیکها، عروسکها و کالاهای روزمره، هواداری را به چرخهای اقتصادی–عاطفی بدل میسازد و احساس تعلق نوجوانان را تقویت میکند. سوم، تمایز فرهنگی و شکاف ذائقه که با فاصلهگیری از موسیقی داخلی و مرزبندی نسلی، به نوجوانان امکان بازتعریف هویت فرهنگی مستقل میدهد. تحلیل دادهها نشان داد این سه بعد درهمتنیدهاند و مصرف کیپاپ را از یک انتخاب موسیقایی ساده فراتر برده و به کنشی فرهنگی–هویتی تبدیل کردهاند. این نتایج ضمن تأیید کاربست نظریه سرمایه فرهنگی بوردیو، صنعت فرهنگ آدورنو و هورکهایمر و جامعهشناسی ذائقه، دلالتهای مهمی برای سیاستگذاری فرهنگی دارد. ضروری است، ظرفیتهای زیباشناختی و اقتصادی فرهنگ جهانی را به رسمیت شناخت، از آن الگوبرداری کرد و با گفتوگوی میاننسلی و تولید محصولات بومی، شکاف نسلی در ذائقه موسیقایی را کاهش داد.