اقتباس از افسانه‌ها در پویانمایی بر مبنای نظریۀ لیندا هاچن (مطالعه تطبیقی افسانۀ «آقاحسنک» و فیلمنامۀ «راز‌گل‌الماس»)

نویسندگان

1 دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشگاه شهید باهنر کرمان. بخش زبان و ادبیات فارسی

3 استاد گروه انیمیشن و سینما، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران

doi
10.22034/scm.2025.420319.1679
چکیده

اقتباس هنری از آثار ادبی، یکی از حوزه‌های نوین و پویای ادبیات تطبیقی است که با رویکردی بینارشته‌ای، به بررسی پیوند میان ادبیات و دیگر شاخه‌های هنر و دانش، از جمله پویانمایی، می‌پردازد. در این رویکرد، آثار اقتباسی بر اساس ساختار و محتوای متن مبدأ ارزیابی می‌شوند. اقتباس از افسانه‌ها، به‌واسطۀ ظرفیت‌های نامحدود رسانه پویانمایی و جذابیت‌های نهفته در ادبیات داستانی کهن، امکان ارائه خوانشی نو و روایتی تصویری از متون کلاسیک را فراهم کرده و به‌عنوان ابزاری مؤثر در تولید و بازتولید فرهنگ در جوامع معاصر شناخته می‌شود. این مقاله با تکیه بر ادبیات تطبیقی و رویکردی بینارشته‌ای، و با مبنا قرار دادن نظریۀ اقتباس لیندا هاچن، به دنبال ارائه الگویی کاربردی برای تبدیل افسانه‌های ایرانی به پویانمایی است. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با روش اسنادی و رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی انجام شده و خلاصه‌صحنه فیلمنامۀ پویانمایی «رازگل‌الماس»، که اقتباسی آزاد از افسانۀ «آقاحسنک» است، بر اساس ساختار سه‌پرده‌ای فیلمنامه‌نویسی تحلیل می‌شود. عناصر دراماتیک متن اقتباسی در مقایسه با متن مبدأ، با بهره‌گیری از روش «مقایسۀ تطبیقی سیستماتیک» و از طریق جدول‌های تطبیقی بررسی شده و دگرگونی‌های ساختاری، معنایی و ایدئولوژیک آن‌ها واکاوی می‌گردد. تحلیل‌ها در چارچوب سه‌گانۀ «محصول، فرایند و دریافت» هاچن صورت گرفته و همزمان، ویژگی‌های رسانه‌ای پویانمایی مانند طراحی، حرکت، رنگ و موسیقی، و نیز مفاهیم ایدئولوژیک معاصر مورد توجه قرار می‌گیرد. در نهایت، بر اساس یافته‌های پژوهش، الگویی گام‌به‌گام برای اقتباس افسانه‌های ایرانی به پویانمایی پیشنهاد می‌شود که بر تحلیل متن مبدأ، شناسایی عناصر دراماتیک و انطباق آن‌ها با الزامات رسانه پویانمایی تأکید دارد.