تاثیر هوش مصنوعی بر سیاست ورزی در ایران با تأکید بر پیامدهای آن بر توسعه پایدار
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
3 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2025.564064.4380چکیده
این پژوهش به بررسی تأثیرات پیچیده و چندوجهی هوش مصنوعی بر فرآیندهای سیاستورزی و ساختار حکمرانی در ایران معاصر میپردازد. با ورود به عصر هوش مصنوعی، دولتها با یک دوراهی بنیادین مواجهاند: استفاده از این فناوری برای بهینهسازی خدمات عمومی و افزایش کارآمدی، یا بهکارگیری آن به عنوان ابزاری برای تشدید نظارت و کنترل اجتماعی. در زمینه خاص ایران، این دوراهی اهمیت مضاعفی مییابد. پرسش اصلی مقاله این است که بهرهگیری از هوش مصنوعی در ساختار حکمرانی ایران، چگونه بر موازنه میان کارآمدی اداری-اقتصادی و تشدید سازوکارهای نظارت و کنترل اجتماعی تأثیر میگذارد؟ فرضیه این است که هوش مصنوعی در چارچوب نظام سیاسی ایران، بیش از آنکه به عنوان ابزاری برای بهینهسازی سیاستگذاری عمومی و افزایش شفافیت به کار گرفته شود، به مثابه یک «فناوری کنترل دولایه» عمل خواهد کرد. در لایه اول، گفتمان رسمی بر «حکمرانی هوشمند» و کارآمدی تأکید میکند، اما در لایه دوم و بنیادین، این فناوری به تقویت نظارت متمرکز، پیشبینی کنشهای جمعی و خنثیسازی مخالفتها پیش از وقوع منجر شده و در نهایت، به تحکیم ساختارهای قدرت موجود میانجامد. این مقاله استدلال میکند که کاربرد هوش مصنوعی در حوزههایی مانند مدیریت منابع، اقتصاد دیجیتال و امنیت شهری، به طور جداییناپذیری با پتانسیل آن برای ایجاد سامانههای رتبهبندی اجتماعی و پلیسی پیشبین گره خورده و مدل جدیدی از «اقتدارگرایی دیجیتال» را صورتبندی میکند.