ضرورت تعامل بین‏‌ رشته ‏‌ای معرفت‏‌شناسی و علم تاریخ در بررسی چالش‌‏ های شکاکانه درباره امکان و اعتبار شناخت تاریخی

نویسندگان

1 استادیار گروه تاریخ، دانشگاه شهید بهشتی

2 دانشجوی کارشناسی ارشد تاریخ اسلام، دانشگاه خوارزمی

doi
10.7508/isih.2015.27.001
چکیده

کارکردهای فردی و اجتماعی و فرهنگی تاریخ به‌ویژه نقش تاریخ در حمایت معرفتی از پارادایم‌های رقیب در نظام‏ های علمی در جوامع انسانی زمینه‏‌ساز اهمیت یافتن طرح پرسش از اعتبار گزاره‌هایی است که به‌عنوان «شناخت از گذشته» و «واقعیت گذشته» در علم تاریخ و عمل مورخانه تولید می‏شود. آگاهی از نقش مهم تاریخ به‌مثابه گذشته و علم تاریخ به عنوان علم شناساگر گذشته در قالب منبعی معرفت‏‌شناسانه، منجر به طرح پرسش از امکان شناخت تاریخی و مبانی اعتبار و صدق آن از سوی فیلسوفان و نیز مصرف‏‌کنندگان این معرفت و واکنش‏هایی از سوی تولیدکنندگان آن یعنی مورخان شده‏است. از چنین چشم‏اندازی این مسائل یکی از مهم‏ترین چالش‌‏های معرفت‏‌شناسانه برای مورخان از عهد ارسطو تاکنون بوده است، اما باید گفت اکثر پاسخ‌‏های مورخان به آن بر اساس تجربه عملی کار مورخانه بوده و دچار فقر مفهومی و نظری است.  به نظر می‏‌رسد با عبور از پارادایم تخصص‌‏گرایی در تعریف رشته‏‌های علوم انسانی و قرار گرفتن در پارادایم تعامل‏‌های بین‏‌رشته‏‌ای امکانی برای مورخان پدید می‏‌آید که از مفاهیم نظری دانش معرفت‏شناسی برای گفتگوی انتقادی با منتقدان علمی بودن تاریخ و تبیین امکان شناخت تاریخی و صدق و اعتبار آن استفاده کنند. بر اساس چنین رویکردی می‏‌توان از طرح بحث روش حصول تصور معیار از معرفت در معرفت‏‌شناسی استفاده کرد و نشان داد شناخت تاریخی با تلقی بافت‏‌گرایانه از شناخت، ممکن و معتبر است.