ﺗﺄثیر سیستم‌های خاک‌ورزی و مدیریت بقایای برنج بر صفات مورفولوژیک و عملکرد کلزای پاییزه به عنوان کشت دوم پس از برنج در رشت

نویسندگان

1 مؤسسه تحقیقات برنج کشور

2 دانشکده کشاورزی دانشگاه گیلان

doi
چکیده

  به منظور بررسی ﺗﺄثیر سیستم­های خاک­ورزی و مدیریت بقایای برنج بر صفات مورفولوژیک و عملکرد کلزای پاییزه به عنوان کشت دوم پس از برنج در رشت، آزمایشی دو ساله به صورت فاکتوریل در قالب طرح پایه بلوک­های کامل تصادفی با 3 تکرار طی سال­های زراعی 83-1382 و 84-1383 در اراضی شالیزاری ﻣﺆسسه تحقیقات برنج کشور واقع در شهرستان رشت به اجرا درآمد. فاکتورهای آزمایشی شامل سیستم­های خاک ورزی در 3 سطح (بدون خاک ورزی، خاک ورزی حداقل و خاک­ورزی متداول) و مدیریت بقایای برنج در 2 سطح (خارج نمودن بقایا و باقی گذاشتن بقایا) بود. صفات مورد ارزیابی شامل زمان شروع گلدهی، طول دوره رویش، ارتفاع بوته، تعداد شاخه­های فرعی، فاصله اولین شاخه فرعی خورجین دار تا زمین، طول خورجین، عملکرد دانه و وزن خشک علف­های هرز (20 و 40 روز پس از کاشت) بود. نتایج حاصل از این آزمایش نشان داد که میان سیستم­های مختلف خاک­ورزی از نظر تمامی صفات مورد ارزیابی به جز طول خورجین، تفاوت معنی­داری وجود داشت. مدیریت بقایای برنج تنها بر صفاتی همچون زمان شروع گلدهی، طول دوره رویش و وزن خشک علف­های هرز (40 روز پس از کاشت) اثر معنی­داری گذاشت. علاوه بر این، هیچ یک از صفات مورد بررسی به اثر متقابل فاکتورهای مورد بررسی، واکنش معنی­داری نشان ندادند. بالاترین میزان عملکرد دانه با میانگین 2278  کیلوگرم در هکتار به تیمار خاک­ورزی متداول و خارج نمودن بقایا مربوط بوده و کمترین مقدار این صفت نیز با میانگین 1342 کیلوگرم در هکتار به تیمار بدون خاک­ورزی و باقی گذاشتن بقایا اختصاص داشت. تیمار خاک­ورزی متداول نیز از نظر عملکرد دانه، تفاوت معنی­داری را با تیمار خاک­ورزی حداقل نشان نداد. بر مبنای تجزیه و تحلیل اقتصادی، به نظر می رسد که سیستم خاک­ورزی حداقل در شرایط وجود یا عدم وجود بقایا دارای مزیت­هایی در مقایسه با سیستم خاک­ورزی متداول است که کاربرد آن را توجیه می کند.