تحلیل مقایسهای رویکردهای حکمرانی مناطق تحت حفاظت و روند تکامل حفاظت سیمای سرزمین
نویسندگان
1 استادیار دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استادیار دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
4 استادیار، گروه مطالعات محیطی، پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی (سمت)، تهران، ایران.
doi
10.22034/rahbord.2023.417486.1598چکیده
تأثیر حکمرانی بر پایداری مناطق تحت حفاظت بیش از تأثیر نوع طبقهبندی IUCN برای این مناطق است. ضعف بحث میانرشتهای مانع توسعه تحقیقات و بهبود عملکردها در حکمرانی این مناطق گردیده است. حفاظت سرزمین براساس جهانبینیهای رقیب، گفتمانهای متناقض و نگرشهای ناسازگار درباره مناطق تحت حفاظت بسط یافته است؛ که رسیدن به فهم مشترک را دشوار میکند. هدف این پژوهش، تبیین تکامل رویکردهای حکمرانی مناطق تحت حفاظت است. روش این پژوهش، مطالعه مروری و تحلیل مقایسهای است. با مرور بیش از 90 مقاله جدید، 45 کلیدواژه مهم گردآوری گردیده و با دو راهبرد (یکی براساس جهانبینیها و گفتمانها و دیگری براساس نگرشهای ارتباط مناطق تحت حفاظت با سیمای سرزمین پیرامونشان) طبقهبندیشده است. کاوش مقالات مرور شده دو رویکرد اصلی را براساس راهبرد اول نشان میدهد: رویکرد منطقهگرا (پهنهبندی و نقشهسازی) و رویکرد فرایندگرا (مشارکتمبنا و نظاممند). حاصل تلفیق این دو رویکرد نقشهسازی مشارکتی است. براساس راهبرد دوم، حکمرانی مناطق تحت حفاظت از جزیرهسازی، به سمت شبکهسازی، سیمای سرزمین و سپس رویکرد سیماهای سرزمین اکولوژیکی- اجتماعی حرکت نموده است. سیماهای سرزمین اکولوژیکی- اجتماعی به دنبال حکمرانی چندوجهی براساس ارزشهای متعلق به مکان است که از مرزهای مدیریت سنتی فراتر میرود. حکمرانی مناطق تحت حفاظت پیوسته مدلهای پیشرفتهتری را شکلداده است. همچنین همواره تمایل به پوششدادن کاستیها، نارساییها و محدودیتهای اثربخشی خود داشته است. اولویتهای تحقیقاتی آینده بهسوی مدیریت یکپارچه سیمای سرزمین، توانمندسازی مدیران، پشتیبانی معیشتهای پایدار، بسترسازی مشارکت جوامع محلی و استفاده از ابتکارات آنها است.