اجتماع گرایی به‌مثابه روش تحلیل: تلاشی برای بومی نگری در علوم اجتماعی

نویسندگان

1 . استادیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز

doi
10.7508/isih.2015.26.002
چکیده

  این مقاله سعی دارد ابعاد روش‌شناختی اجتماع‌گرایی را به‌عنوان یکی از رهیافت‌های هنجاری علوم اجتماعی در تبیین پدیده‌های سیاسی و اجتماعی بررسی کند. بدین‌سان در پی سؤال مؤلفه‌های روشی اجتماع‌گرایی چیست؟ اصول روش‌شناختی و مفاهیم اصلی آن را از دیدگاه السدیر مک‌اینتایر به بحث می‌گذارد. اجتماع‌گرایان سنت را به جای گفتمان قرار می‌دهند. پنج مرحله ظهور، عقلانیت، گفت‌و‌گو، افول و احیای مجدد سنت‌های فکری را بررسی می‌کنند. آنها سازه‌گرایان عرصه روش‌شناختی هستند. سطح تحلیل آنها نه خرد و کلان بلکه محلی است و مکان و عقلانیت محیطی برای آنها اهمیت فراوان دارد. در عرصه جامعه‌شناسی نیز بر اجتماعات تأکید دارند و سیاست را در این عرصه جستجو می‌کنند. از نظر جامعه‌شناسی رهیافت فوق ناشی از افول تدریجی ایدئولوژی‌های بسیج کننده، اعم از چپ و لیبرال در عرصه سیاسی، افول جنبش‌های پرولتری و فرایندهای غیر سیاسی شدن در کشورهای اروپایی و تحولاتی نظیر جنبش سبزها، حامیان محیط زیست، جنبش‌های فمینیستی و ... بوده است. کاربست این رهیافت به جای دیگر نظریات رویکردهای اثبات‌گرایی و هرمنوتیکی، به‌نظر می‌رسد بتواند رهیافتی بومی را برای فهم  و سیاست‌گذاری در جامعه متکثر ایرانی به‌دست دهد و به‌عنوان نظریه‌ای میان‌رشته‌ای برای علوم انسانی به‌کار آید.