بررسی دیدگاههای روانشناختی عطار براساس مکتب انسانگرایی با رویکرد میانرشتهای
نویسندگان
1 دانشیار روانشناسی، گروه روانشناسی دانشگاه اصفهان.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان
doi
10.7508/isih.2015.26.007چکیده
مکتب انسانگرایی در قرن بیستم با دیدگاههای راجرز و مزلو به روانشناسان معرفی شد. این مکتب به بررسی نیازهای آدمی و گرایشهای فطری او پرداخته است. آرمان شهر، تجربیات اوج و والا، تجربیات دینی، انگیزههای متعالی و طبیعت انسان از جمله نظریات مزلو و راجرز است. عطار یکی ازبزرگترین عرفای مسلمان قرن 6 و 7 نیز در غزلیات خود بر اساس آموزههای اسلام به بررسی این امور پرداخته و ضمن بیان آنها به تحلیل و تبیین این موضوعات همت گمارده است. با کاربرد نظریات انسانگرایان میتوان بسیاری از اندیشههای عطار را تبیین کرد و دریافت که وی نیز بهنظریهپردازی در این زمینه پرداخته است. در واقع آشکار میشود عطار مانند بسیاری دیگر از عارفان در تعلیمات خویش به مباحث روانشناختی روی آورده که دریافت و استخراج این نظریات نیازمند پژوهشهای جدی متخصصان علم روانشناسی بر روی متون ادبی است. از طرف دیگر برای تفسیر بسیاری از اندیشههای عرفانی آشنایی با نظریات گوناگون روانشناسی ضرورت دارد. در این پژوهش که به شیوه توصیفی _ تحلیلی انجام گردیده است کوشش میشود با بهکارگیری نظریات انسانگرایان درباره نیازهای انسان، انسان کامل، تجربیات اوج و انگیزههای متعالی نظریات عطار تبیین گردد.