تحلیل نهادی بر توسعه سیاستزدگی جامعه ایرانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری دانشگاه تهران
2 هیپت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22034/rahbord.2023.365842.1492چکیده
جامعه مدرن به دلیل پیچیدگی و تقسیمکار دقیق که به وجود آورنده تکثر و تنوع است، نیازمند مشارکت و فعالیت نهادهای میانجی برای تجمیع، انتقال و پیگیری مطالبات از نظام سیاسی است. در جامعه ایرانی نیز از آغاز مشروطیت به دلیل تغییرات بزرگ در فضای سیاسی، مجلس شورا و احزاب سیاسی بهعنوان نهادهای میانجی وارد عرصه سیاست شده و به نقش آفرینی پرداختهاند. دغدغه اصلی این پژوهش بررسی عملکرد نهادهای سیاسی در انتقال و پیگیری مطالبات و واسطهگری میان دولت و جامعه در راستای کاهش سیاستزدگی در جامعه است؛ بنابراین در ابتدا سطح نهادمندی در احزاب سیاسی و مجلس شورای اسلامی با استفاده از الگوی چهارگانه هانتینگتون مبتنی بر تطبیقپذیری، پیچیدگی، استقلال و انسجام مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج حاصله بیانگر چالشهای اساسی ازجمله عدم تناسب با پیچیدگیهای جامعه امروزی و غفلت از همبستگی کارکردی، تأثیرپذیری از نظام سیاسی و ضعف در انسجام و اعتماد درونی در نهادهای سیاسی مذکور است که موجب بحران نهادمندی شده است. در ادامه آثار این بحران بر جامعه ایرانی با محوریت نقش آن در توسعه سیاستزدگی ارزیابی شده است که پیامدهایی چون کاهش اعتماد نهادی و تضعیف زمینههای شکلگیری نهادها، ارجحیت یافتن منافع گروهی و خصوصی بر منافع عمومی، پیشی گرفتن مشارکت سیاسی بر فرهنگ رقابت و تضعیف قواعد بازی مدنی و درنهایت افزایش خشونت در غیاب راهکارهای مسالمتآمیز برای پیگیری مطالبات به همراه داشته است. کارکرد نامناسب نهادها بهعنوان عناصر میانجی موجب شده است درخواستها و مطالبات متنوع و متعدد جامعه متوجه نظام سیاسی شود. عدم توانایی نظام سیاسی در پاسخگویی به مطالبات، بسترساز تقویت رویکردهای سیاسی به حل مسائل و توسعه سیاستزدگی در جامعه شده است.