تحلیلِ راهبردیِ شایستگی‌هایِ نظامِ حکمرانیِ آموزش و پرورشِ ایران بر اساس چارچوبِ مفهومیِ ظرفیتِ سیاست‌گذاری

نویسندگان

1 گروه آموزشی مطالعات اجتماعی، پردیس نسیبه، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22034/rahbord.2022.149768
چکیده

در دهه­های گذشته، برخی دولت­ها توانستند با بهره­مندی از حکمرانیِ خوب، زمینه کارایی و اثربخشی سیاست­هایِ پایداریِ آموزش و پرورش را فراهم آورند و آموزشِ باکیفیت، همگانی، رایگان و عادلانه را محقق سازند. در ایران، با وجودِ اسناد بالادستی پرشمار، شواهدی چون تعمیقِ روزافزونِ چالش­هایی چون دانش­آموزانِ بازمانده از تحصیل، نابرابری و شکافِ آموزشی و کیفیتِ پایینِ زیرساخت­هایِ آموزشی، نشانگر اینست که آموزش و پرورش ایران از دستیابی به اهداف پایداری بازمانده است. هدف نوشتار حاضر اینست که با بهره­گیری از روش­های تحلیلی، مقایسه­ای و پیمایشی مبتنی بر آراء و نظرات خبرگان و متخصصان تعلیم و تربیت، ابعاد و لایه­هایِ شایستگی­هایِ نظامِ حکمرانیِ آموزش و پرورشِ ایران را از چشم­انداز نظریِ ظرفیت سیاست­گذاری، آسیب­شناسی کند. سؤال پژوهش این است که صلاحیت­های سطوح گوناگون نظام حکمرانی آموزش و پرورش ایران به چه میزان با شاخص­هایِ نُه­گانه الگوی ظرفیت سیاست­گذاری همسویی دارد؟ بر اساس یافته­های پژوهش و دیدگاه­ها و نظرات متخصصان، شایستگی­ها و مهارت­هایِ تحلیلی، عملیاتی و سیاسی در سطوح و منابعِ فردی، سازمانی و سیستمیِ نظامِ سیاست­گذاریِ آموزش و پرورشِ ایران در مقایسه با مؤلفه­های الگوی نظریِ ظرفیت سیاست­گذاری با ناهمسویی­ها، ضعف­ها و چالش­هایی روبروست. این کاستی­ها، از موانع اصلی کارایی و اثربخشی سیاست­هایِ پایداری آموزش و پرورش ایران و نیل به اهدافِ مرتبطِ پیش­بینی­شده در اسنادِ سیاستیِ بالادستی بوده است. پیشنهاد می­شود برای دوره پساکرونای آموزش و پرورش ایران، ظرفیت­سازیِ در چارچوبِ حکمرانیِ شبکه­ای، داده­محور، چندسطحی، منصفانه، پاسخگو و مشارکتی در دستورکار سیاستی کشور قرار گیرد.