کار بست تساهل و مدارا در مدل حکمرانی امام خمینی(ره)

نویسندگان

1 دکتری علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

2 دکتری علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

3 دکتری علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران

doi
چکیده

مقاله پیش‌رو،با فرض اینکه نظریه مدارا راه‌حلی بنیادین برای دستیابی به اهداف نظام سیاسی و پذیرش متقابل مدنی است و همچنین در آثار امام خمینی(ره) جایگاهی خاص دارد، می‌خواهد با بررسی عقبه نظری مدارا در تمدن اسلامی و غربی، آن را در اندیشه امام پیگیری و برجسته کند. حقوق افراد و چگونگی تعامل با دیگری یکی از وجوهات اندیشه امام خمینی (ره) است که با رعایت و رسمیت‌یافتن حقوق و آزادی‌های مدنی در قول و فعل ایشان جلوه‌گر می‌شود. بررسی آثار امام خمینی(ره)، نشان می‌دهد که ایشان در آرای خود به تبیین چرایی تعامل مدارامحورانه در یک جامعه و تأثیرات آن در حیات اجتماعی و مذهبی پرداخته است و همچنین با سنت سیاسی رفتاری‌شان عملاً نشان داده‌اند که منش خشونت‌محورانه نه‌تنها تأثیری در اصلاحِ فردی و اجتماعی ندارد بلکه منشأ مفاسد بزرگ‌تر و پیچیده‌تر نیز می‌شود. این مفهوم در اندیشه امام بر مدارا از یک مفهوم پارادایمیک منتزع از متون دینی شکل گرفته و از منظر اخلاق سیاسی و فلسفه سیاسی، جزء لاینفک حاکمیت دینی و یک فضیلت اخلاقی و اصل حقوقی- سیاسی است که در عمل به زندگی صلح‌آمیز افراد و گروه‌ها با عقاید متفاوت و شیوه عمل متمایز در درون یک جامعه معین اجازه ظهور و بروز می‌دهد؛ لذا شیوه مناسبی برای تأسیس سرمایه اجتماعی در جامعه و کاهنده تنش‌های اجتماعی و سیاسی بین‌گروهی است. روش تحقیق در این مقاله مقایسه‌ای-تحلیلی است که با بررسی تاریخی سیر مفهوم در دو تمدن اسلامی و غربی و سپس تحلیل آن در اندیشه امام نهایتاً به این نتیجه‌گیری رسیده که توسل و تأسی به اندیشه و عمل سیاسی امام می‌تواند راه‌حل مناسبی برای بسیاری از مشکلات امروزین تمدن اسلامی-ایرانی باشد.