تأثیر سرمایه اجتماعی شبکه بر دستیابی به قدرت سیاسی دولتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
2 دانشجوی دکتری علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
چکیده
هدف اصلی این مقاله، تحلیلی بر ازهمگسیختگی دولت در کشورهای جهان سوم با استفاده از سیاست شبکهای است. اگرچه شبکهها اهداف متفاوتی را دنبال میکنند، اما بهدنبال تقویت منابع رابطهای بین افراد هستند.در سیاست شبکهای، جایگاه اصلمحوری کنشورزی، قدرت سیاسی موضوع نزاع و کسب سهم بیشتر از قدرت، مهمترین هدف از کنشورزی سیاسی است.درهمکنشی بین این دو مفهوم؛ یعنی سرمایه اجتماعی و تحلیل مبتنی بر شبکه ، یعنی اتخاذ منظری شبکهای به سرمایه اجتماعی به شیوهای کیفی و دخیلکردن دولت در این تحلیل است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که؛منابع خاصی در درون شبکههای سیاسی در جریان هستند که بسته به نوع تمایز گذاشتن افراد درون شبکه با دیگران بیرون از شبکه شامل سرمایه اجتماعی یا سرمایه مجتمعی میشود؛ با وجود اینکه این شبکهها میکوشند سهم بیشتری از منابع کمیاب موجود در جامعه یعنی قدرت سیاسی، ثروت اقتصادی و منزلت اجتماعی را دراختیار داشته باشند، موضوع اصلی نزاع، دستیابی به قدرت سیاسی است.محل نزاع، عرصه دولتی یا در درون و پیرامون دولت است. هرچند تحقیق درمورد ساختار اجتماعی، کانون محوری تحلیل شبکهای است اما سیاست شبکهای باتوجه همزمان به ابعاد ساختاری و ابعاد شناختی - هنجاری، بر کیفیت هنجارها و نوع استراتژیهایی که کنشگران سیاسی برای دستیابی به سهم بیشتری از قدرت سیاسی اتخاذ میکنند، تأکید دارد.