کلان روایتها و توسعه در ایران: نقد و بررسی رهیافت فرهنگ سیاسی
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه شیراز
doi
چکیده
این مقاله بر آنست که یکی از کلان روایتها را در تحلیل موانع توسعه در ایران به بحث گذارد. رهیافت فرهنگ سیاسی رهیافتی ساختاری، روانشناحتی است که بر تعیینکنندگی فرهنگ در توسعهیافتگی تاکید دارد و موانع توسعه را به فرهنگ تقلیل می دهد. تجویز آن گذر از سنت به تجدد و دادههای آن نیز عناصر روانشناختی و امثال و حکم است. این رهیافت توسط برخی سفرنامه نویسان و دیپلماتها برای شناخت جهان سوم اتخاذ گردید و بعدا محققان علوم سیاسی بر اساس این داده ها به نظریهپردازی پرداختند. سوال مهم این مقاله چرایی کاربست این رهیافت، پیامدها و ناکارآمدی آن برای فهم موانع توسعه در ایران میباشد؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد رهیافتهای کلاننگر از جمله فرهنگ سیاسی در تحلیل تحولات ایران بخاطر تقلیلگرایی، ذاتگرایی، عامگرا بودن، عدم توجه به پیچیدگی جوامع و ... ناکارمد هستند. بنابراین برای شناخت ایران باید از روایتهای کلان گذر کرد و از روایتهای خرد مدد جست. روش تحقیق تبیینی با استفاده از مطالعات اسنادی و نقد و بررسی آثار منتشره در چارچوب این رهیافت است.