آسیبشناسی چالشها و فرصتهای بهرهگیری دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته جغرافیا از سامانههای هوش مصنوعی در ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه معماری، دانشگاه رماتره، رم، ایتالیا
2 گروه جغرافیای سیاسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
3 استاد گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران
4 انستیتوی جغرافیا و هوش مصنوعی، دانشگاه ژائوژنگ، ژائوژنگ، چین
doi
10.22034/jgeoq.2025.151140.1628چکیده
رشد شتابان فناوریهای هوش مصنوعی، ضرورت بازاندیشی در روشهای آموزشی و پژوهشی علوم جغرافیا را آشکار ساخته است. پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی (کمی–کیفی) و با هدف بررسی میزان استفاده، فرصتها، چالشها و سناریوهای بهرهگیری از هوش مصنوعی توسط دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته جغرافیا انجام شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل ۱۸۰ نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری بود که با روش نمونهگیری تصادفی، ۱۲۵ پرسشنامه معتبر گردآوری و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که ۶۷ درصد دانشجویان حداقل یکبار از نرمافزارهای هوش مصنوعی در فعالیتهای آموزشی یا پژوهشی خود استفاده کردهاند؛ با این حال، میانگین کلی استفاده (۳٫۱ از ۵) بیانگر سطح متوسط بهرهبرداری است. بیشترین کاربرد در نگارش و ویرایش متون علمی (74%) و تحلیل دادههای مکانی و سنجش از دور (59%) گزارش شد، در حالی که تنها ۲۸٪ از دانشجویان از قابلیتهای مدلسازی محیطی بهره بردهاند. آزمون همبستگی پیرسون نشان داد بین میزان استفاده و سطح تحصیلات رابطه معناداری وجود دارد (r, p<0.01=0.38). در بخش کیفی، دادههای حاصل از ۱۵ مصاحبه نیمهساختاریافته تحلیل مضمون شدند. مهمترین فرصتها شامل تسریع پردازش کلاندادههای مکانی، ارتقای خلاقیت پژوهشی، و تقویت مهارت حل مسئله شناسایی شد. در مقابل، چالشها در سه محور اصلی نمایان گردید: کمبود مهارتهای فنی و آموزشی، نگرانیهای اخلاقی و سرقت علمی، و محدودیتهای دسترسی ناشی از تحریمها یا هزینههای بالا. تحلیل آیندهپژوهانه نیز چهار سناریو را ترسیم کرد: «پذیرش گسترده و آموزش سازمانیافته»، «استفاده پراکنده و غیررسمی»، «مقاومت و محدودسازی نهادی» و «بومیسازی و توسعه نرمافزارهای داخلی». یافتهها حاکی از آن است که در صورت سرمایهگذاری هدفمند بر آموزش رسمی و بومیسازی ابزارهای هوش مصنوعی، میتوان شاهد تحولی بنیادین در آموزش و پژوهشهای جغرافیایی بود.