کاربست راهبرد مدارای سیاسی در الگوی حکمرانی نظام جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه شهید مطهری
نویسندگان
1 دکتری علومسیاسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره)، معاون علمی، پژوهشی پژوهشکده تحقیقات راهبردی
doi
چکیده
انقلابیون در سالهای آغازین قیام مردمی در ایران علیه نظام شاهنشاهی با تاکید و اصرار بر مولفههای سلب مشروعیت از سلسلهی پهلوی، جریان مبارزه را سامان دادند. برایناساس نخبگان انقلابی در طیف مسلمانان پیرو روحانیت مبارز، بدون معرفی اجزای نظام سیاسی جایگزین، کلیت نظام مطلوب را با محوریت ولایت فقیه وارد سپهر سیاسی کشور کردند. شتاب و شدت فرایند فروپاشی رژیم محمدرضا پهلوی، پرسشهای متعددی را در ترسیم مولفههای نظام سیاسی موردنظر رهبران انقلاب اسلامی متوجه آنان کرد که پاسخگویی به آنها به منظور همراهی ثمربخش و نتیجهی نهایی نهضت مردمی، ضرورتی انکارناپذیر مینمود. استاد شهید مطهری بهعنوان یکی از برجستهترین شاگردان امام خمینی(ره) و مطرحترین رهبران فکری انقلاب اسلامی، سعی کرد با مساعی مسئولانه و بهرهگیری از اصول اساسی دین اسلام به همراه مقتضیات بومی و ملی ایران، چارچوب مشخصی را برای استقرار الگوی حکمرانی و نظم جایگزین حل مساله و غلبه بر چالشهای پیشرو ارائه کند. یکی از مسائل اساسی نظام سیاسی از ابتدای تاسیس تاکنون، وضعیت و شرایط خاص جمهوری اسلامی ایران برای مواجهه و تعامل با مخالفان در بحرانهای داخلی و دخالتهای خارجی بوده که حاکمیت را همواره درمعرض دیدگاههای متناقض از همدلانه تا مغرضانه قرار داده است. این مقاله با درنظرگرفتن نقش بیبدیل اندیشه و سیرهی علمی و عملی استاد شهید مطهری در تکوین فرآیند مبارزه و استمرار تاثیر آن در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛ درصدد پاسخ به این سوال است: «از دیدگاه شهید مطهری، در الگوی حکمرانی نظام جمهوری اسلامی ایران، چرا و چگونه بایستی مدارای سیاسی اعمال شود؟» در ادامه با بهرهگیری از روش داده بنیاد و محوریت مفهومسازی، ضمن تعریف مدارا در اندیشهی غرب و اسلام و تبیین جایگاه مولفهی مدارای سیاسی در منظومهی فکری استاد شهید، کاربست مدارای سیاسی در نظام جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه ایشان در حوزههای سهگانهی بینش، گرایش و کنش مورد بازخوانی و بازاندیشی قرار گرفته و تجویزهای راهبردی در مواجهه با چالشهای موجود در این حوزه ارائه شده است.