بررسی جایگاه ژئوپلیتیک آب در توسعه و امنیت پایدار مناطق مرزی براساس رویکرد سیستم‌های پویا

نویسندگان

1 کارشناس ارشد عمران، عضو هیأت علمی دانشگاه جامع امام حسین (ع)

2 کارشناس ارشد مدیریت منابع آب، دانشگاه تربیت مدرس

3 کارشناس ارشد مدیریت منابع آب، دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

در دیدگاه نوین، افزایش امنیت صرفاً با افزایش قدرت نظامی تحقق نمی­یابد بلکه افزایش امنیت ملی هر کشور در گرو افزایش قدرت ملی در تمامی حوزه­های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و نظامی است. ژئوپلیتیک انرژی و بویژه ژئوپلیتیک آب می­تواند از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر امنیت ملی ایران در این خصوص باشد. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ایران به​عنوان یکی از بزرگترین کشورها به‌لحاظ طولانی بودن مرزهای آبی و خاکی و  تعداد همسایگان و همچنین وجود رودخانه و دریا در بیش از 50 درصد از نوار مرزی، قابلیت­های زیادی را برای توسعه­ همه جانبه و پایدار مناطق مرزی آن به​وجود آورده است که توجه به آن باعث ارتقاء شاخص­های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی در این مناطق خواهد شد. در این تحقیق سعی شده است ضمن تقسیم­بندی مناطق مرزی بر مبنای ویژگی­های جغرافیایی و هیدروپلتیکی، به ظرفیت­های توسعه­ای مناطق مرزی غرب کشور بویژه در ارتباط با موضوع مهار و بهره­برداری از آب­­های مرزی پرداخته شود. در این راستا با استفاده از منابع اسنادی-کتابخانه­ای و گزارش­های رودخانه­های مرزی و منابع آب مشترک وزارت نیرو و نیز فرا تحلیل نمونه­های بین­المللی و تجارب شخصی و به​کار گیری علم پویایی سیستم­ها، رفتارهای عملکردی ذینفعان در نواحی مرزی غرب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. رویکرد «توسعه پایدار مرز با محوریت آب» به​عنوان مهمترین عامل در ارتقاء شاخص­های انسانی و اجتماعی و متعاقب آن ایجاد امنیت در مرزهای غربی کشور، همچنین شرایط تحقق آن حاصل این بررسی می​باشد. با منظور نمودن تمامی تعاملات و بازخوردهای درون و برون سیستم حوضه آبریز غرب کشور و در نظر گرفتن فعالیت حلقه­های علت و معلولی، استخراج سه الگوی تیپ «جابجا کردن مشکل و به تأخیر انداختن آن»، «موفقیت برای گروه موفق» و «محدودیت رشد» حاصل این بررسی می‌باشد. با استفاده از­ این الگوها می­توان پایه­های فکری و رفتارهای ذینفعان را در مواجهه با ناامنی، به‌طور سیستمی تبیین و تحلیل نمود و به برنامه­ریزی در بخش آب با رویکرد توسعه پایدار پرداخت. نتایج تحقیق نشان می­دهد، بر اساس الگوی رفتاری «جابجا کردن مشکل و به تأخیر انداختن آن» اجرای طرح​های فیزیکی انسداد مرزها بدون توجه به تأمین اشتغال، امنیت غذایی، ارتقاء شاخص​های رفاه مردم مرز نشین و جلب مشارکت آنها، در بلند مدت نمی​تواند پاسخگوی امنیت باشد. بلکه مشکل امنیت را جابجا و به تأخیر می​اندازد. علاوه بر آن طبق الگوی «موفقیت برای گروه موفق»، بدون محرک​های برون​زا مانند سرمایه​گذاری دولت و بخش خصوصی در توسعه نواحی مرزی نمی​توان حقابه​های عرفی و قانونی را  برای بهره​برداری از آبهای مرزی و مشترک ایجاد کرد. همچنین با توجه به الگوی «محدودیت رشد»،  فعال کردن دیپلماسی آب برای تفاهم و تأمین حقابه کشور پایین دست یک الزام برای بهره​برداری پایدار از آبهای مرزی و مشترک می‌باشد.