بررسی رابطۀ بین چابکی سازمانی و هوش سازمانی در آموزش عالی مطالعۀ موردی: کارکنان ستادی دانشگاه اصفهان

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه اصفهان

2 دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی دانشگاه اصفهان

3 استاد دانشکدۀ علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه اصفهان

4 دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه اصفهان

doi
چکیده

هوش و چابکی سازمانی دو متغیر مهم در مدیریت سازمان هستند که در دهه‌های اخیر توجه اندیشمندان حوزۀ آموزش عالی به آنها معطوف شده است. در پژوهش حاضر ضمن بررسی وضعیت هوش سازمانی و چابکی سازمانی در دانشگاه اصفهان به عنوان نمونه‌ای از نظام آموزش عالی در ایران، رابطۀ بین این دو متغیر مورد بررسی قرار گرفته است. این پژوهش از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بوده که به صورت میدانی انجام شده است. نمونۀ آماری پژوهش حاضر از بین همة کارکنان ستادی دانشگاه اصفهان (594 نفر)، بر اساس جدول نمونه‌گیری مورگان (234 نفر) و به روش نمونه‌گیری تصادفی انتخاب شدند. برای سنجش مفاهیم اساسی پژوهش، از پرسشنامۀ هوش سازمانی آلبرخت (2003) شامل ابعاد بینش راهبردی، سرنوشت مشترک، تمایل به تغییر، جرأت و شهامت، اتحاد و توافق، کاربرد دانش و فشار عملکرد و پرسشنامۀ چابکی سازمانی اسپایدزر (2007) در قالب مؤلفه‌های سرعت، انعطاف‌پذیری، توسعۀ شایستگی‌ها وپاسخگویی استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز از دو روش آمار استنباطی شامل آزمون تی تک نمونه‌ای و آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج حاکی از پایین بودن چابکی سازمانی و هوش سازمانی در دانشگاه اصفهان است. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نیز نشان‌دهندۀ وجود رابطۀ مثبت و معنی‌دار بین هوش سازمانی و چابکی سازمانی است.