واکاوی نقش چارچوبها در فرایند نظریه پردازی
نویسندگان
1
2
3
4
doi
چکیده
مقاله حاضر به نقش و کاربرد چارچوبها و مدلها در فرایند نظریهپردازی حوزهی علوم انسانی میپردازد. نحوهی بهکارگیری چارچوبها و مدلها در تلاشهای نظریهپردازی چالش مهمی است که درعینحال تا حدود زیادی در رویکردها کیفی و معنامحور در فرایندهای خلق دانش نظریهپردازی نادیده گرفته شده است. ازاینرو، این مقاله ضمن قائل شدن تمایز میان چارچوبهای راهنمای پژوهش و چارچوبها در فرایند نظریهپردازی، به بررسی رویکردهای مختلف در بهکارگیری چارچوبها، مقایسهی آنها از منظر چگونگی و زمان کاربرد آنها در فرایند نظریهپردازی و همچنین بحث دربارهی تمایز آنها از حیث مبانی فلسفی و منطق حاکم بر آنها میپردازد. بدین منظور از روش" فراترکیب مبتنی بر چارچوب با بهترین تناسب" بهره گرفته است. درمجموع، شش رویکرد کلی در این رابطه شناسایی شد که حاصل ترکیب مباحث ایجاد، آزمون و توسعهی نظریه با منطقهای مختلف استقرایی، قیاسی و استفهامی، به همراه درنظرگرفتن مبانی فلسفی بنیادی آنها میباشد. الگوی یکپارچه نهایی ارائهشده در این پژوهش با رفع چالشها و سردرگمیها در رابطه با چارچوبها و مدلها، به محققان حوزههای علوم انسانی کمک میکند تا با درک نظری دقیق با توجه به مواضع پارادایمی خود، در بهکارگیری آنها در پژوهشهای خود، اهتمام ورزند.