نظریه گریز (تبیین واگرایی در نظامهای سیاسی – اجتماعی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران

2 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران

doi
چکیده

هدف پژوهش حاضر، وضع نظریه­ گریز است. این نظریه، قابلیت تبیین رفتارهای نظام­های منطقه­ای و هرگونه نظام/سیستم/تشکل/ائتلاف اجتماعی-سیاسی و نیز پیش­بینی سرانجام آنها را دارد. در خصوص نظام­های منطقه­ای به­عنوان ائتلاف­های جغرافیایی، هدف نظریه گریز تبیین فرایند شکل­گیری چالش­های واگرایی در این نوع نظام­ها است. این نظریه با معرفی مفروضات منطقی، الزامات و مقتضیات گریز یک عضو از ائتلاف­های منطقه­ای را شناسایی کرده است و با معرفی اصول، مفروضات بنیادی، شاخص­ها و عوامل، مقیاس تحلیل و حوزه­ها، چارچوبی نظری برای مطالعه، فهم و پیش­بینی کنش­ها و وضعیت آینده­ نظام­های منطقه­ای ارائه داده است. به دیگر سخن، نظریه­ گریز به این پرسش­های بنیادی پاسخ داده است؛ چرا و چگونه در یک نظام منطقه­ای، گسست به­وجود می­آید؟ با مطالعه رفتار نظام­های منطقه­ای، چگونه می­توان به پیش­بینی نوع و نحوه­ رفتار آن­ها در آینده دست یافت؟ برخورداری از چه شاخص­ها، وضعیت و عرصه­هایی می­تواند بسترهای گسست و جدایی یک یا چند عضو از یک نظام منطقه­ای را محقق سازد؟ چه نمونه­های تاریخی را در راستای نظریه­ گریز می­توان به­عنوان شاهد ذکر کرد؟ در نظام­های منطقه­ای موجود، چه پیش­بینی­هایی را می­توان درباره آینده­ این نظام­ها به​دست داد؟ نظریه­ گریز با مقیاس تحلیلی میان­فردی تا جهانی، می­تواند نوع و نحوه گسست در تشکل­ها، نهادها و سیستم­های اجتماعی-سیاسی را تبیین و رفتارهای احتمالی آن در آینده را پیش­بینی کند.