بازخوانی ابعاد شاخصهای فراملی در هدایت نظام حکمرانی مورد مطالعه: شاخص سهولت انجام کسبوکار
نویسندگان
1 استادیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده معارف اسلامی و مدیریت، دانشگاه امام صادق (ع)
2 دانشجوی دکتری مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه تهران (پردیس فارابی)
3 استادیار، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران (پردیس فارابی)
4 استاد گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
گسترش دامنه رژیمهای سنجش عملکرد در عرصه بینالملل، تأثیرات شگرفی را بر نظام اداره کشورها گذاشته است. به طور خاص، رژیمهایی که کشورها را با یکدیگر مقایسه کرده و آنها را امتیازدهی و رتبهبندی میکنند، تأثیرات قابلتوجهی بر انگیزهها، تصمیمات، خطمشیها، افکار عمومی و سرمایهگذاران گذاشته و آبروی سیاستمداران و مدیران را به خطر میاندازند. شاخص سهولت انجام کسبوکار، یکی از قدرتمندترین رژیمهای سنجش بینالمللی است که توسط بانک جهانی هدایت و پشتیبانی میشود. مواجهه سیاستمداران، مدیران، بدنه کارشناسی و افکار عمومی ایران با این شاخص، مواجههای ایجابی است و در مقایسه با سایر شاخصها، تقریباً آن را خنثی و عاری از ارزشهای پشتیبان دانسته که هدف آن کمک به بهبود فضای کسبوکار در کشور است. این پژوهش تلاش میکند با استفاده از یک روششناسی کیفی، با بازخوانی خاستگاه و فلسفه طرح این شاخص، نخست تصویر کاملتری از این پروژه بهدست دهد. دوم مواجههای از منظر شاخص به عنوان یک فناوری نرم با آن داشته باشد. سوم با ارائه شواهدی عینی و ملموس از ایران، نشان میدهد چگونه شاخص سهولت انجام کسبوکار به عنوان یک ابزار، فشار اجتماعی ایجاد کرده، ذهنیت خطمشیگذاران کسبوکار را در مواجهه با مسائل این حیطه شکل داده و فضای کسبوکار ایران را هدایت، جهتدهی و کنترل میکند. طبق یافتههای این پژوهش، بهبود فضای کسبوکار باید از گذر مجموعهای از اقدامات و تحولات اقتصادی و کارآفرینی دنبال شود و رتبههای پربسامد جهانی در زمینه سهولت کسبوکار دلالت ناچیزی بر این مهم دارد.