نقش دیپلماسی در موافقتنامه اقلیمی پاریس
نویسندگان
1 استادیار حقوق، دانشگاه فردوسی مشهد
2 استادیار مهندسی آب، دانشگاه تربیت مدرس
3 کارشناس حقوق، دانشگاه فردوسی مشهد
doi
چکیده
امنیت زیستمحیطی بخش مهمی از امنیت ملی و انسانی است. با توجه به چالشهای موجود و پیشرو در مسایل زیستمحیطی در دنیا، گزینش رویکردی جامع و پایدار به مقوله امنیت زیستمحیطی ضروری است. حل چالشهای ایجاد شده محیطزیستی نیازمند همکاریهای بینالمللی برای بهرهبردای منصفانه و منطقی کشورها از منابع طبیعی بدون آسیبرسانی به کشورهای دیگراست. این مسئله نیازمند نوعی ایدهآل از دیپلماسی است که تعاملی مثبت با تمامی طرفهای ذیمدخل داشته و به همکاری و مشارکت گروهی با در نظر گرفتن منافع منصفانه و منطقی منطقهای و جهانی منجر شود به گونهای که منافع و امنیت ملی کشورها همسو با منافع و امنیت جهانی تأمین گردد. موافقتنامه اقلیمی پاریس محصول دیپلماسی چندجانبه و فرایند طولانی مدت مذاکراتی است که از سال 2007 در بالی آغاز شد و در دسامبر 2015 در پاریس تصویب شد. هر چند این موافقتنامه تمایز میان کشورها و واقعیات مربوط به درجه توسعه یافتگی آنها را میپذیرد اما مرزبندیهای مزبور را درنوردیده و تعهدات مشترکی را در خصوص کاهش انتشار، انطباق و شفافیت برای همه کشورها ایجاد میکند. دستیابی به یک توافق تازه حقوقی، هم از نظر سیاسی و هم از نظر فنی بسیار دشوار بود و این مهم حاصل نشد مگر با مذاکرات متعدد که در طی چند سال صورت گرفت و در پاریس به ثمر نشست. هدف از این مقاله، بررسی تأثیر دیپلماسی در شکلگیری موافقتنامه اقلیمی پاریس است که در آن چالشهای متعدد دستیبابی به این موافقتنامه بینالمللی را در ابعاد مختلف ساختاری، حقوقی، مالی، تعهدات و محتوای آن بررسی و واکاوی میکند. نتایج نشان میدهد که دیپلماسیهای فعال زیستمحیطی، چگونه نقش پررنگ و اثرگذاری در تعیین محتوا و ساختارهای مختلف این موافقتنامه در فرآیند مذاکرات داشته است.