تحلیل نظری واگرایی قومی در جغرافیای سیاسی

نویسندگان

1 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران

doi
چکیده

واگرایی قومی و بررسی ابعاد هویتی - فضایی- سیاسی آن از موضوعات پایه ای در مطالعات جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک است. با آنکه حوزه ­های علمی گوناگون با توجه به ماهیت علمی، تئوری‌ها و مفاهیم مربوطه به مطالعه چیستی و کارکرد این پدیده فرهنگی ـ جغرافیایی می پردازند، اما ابهام‌های موجود درباره جایگاه مطالعات قومی در جغرافیای سیاسی گاهی موجب ابهام­هایی در تعیین حوزه معرفت شناسی آن با دیگر حوزه های علمی مرتبط مانند جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، روابط بین‌الملل می­شود. از این‌رو مسئله‌ای مورد نظر این نوشتار ارائه چارچوب و مدل نظری برای مطالعه واگرایی قومی در جغرافیای سیاسی است. روش مطالعه از نوع توصیفی ـ تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات مطالعات کتابخانه‌ای است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد اگر قومگرایی مبتنی بر دو پایه یعنی بستر(فضایی- سیاسی) و سازوکار باشد، جغرافیای سیاسی در این زمینه به بررسی حوزه و دایره­ای می‌پردازد که بر عناصر محیطی(فضایی- سیاسی) تمر کز می­کند. یعنی محیط ملی، منطقه‌ای و جهانی بستری هستند که به سازوکار واگرایی قومی مورد مطالعه در علوم اجتماعی مجال بروز می­دهد. بنابراین می­توان گفت جغرافیای سیاسی به بررسی بسترهای محیطی(فضایی- سیاسی) مؤثر در شکل ­گیری واگرایی قومی می ­پردازد که در نوع خود در پیدایش و هدایت سازوکارهای واگرایی نقش تعیین کننده دارد.