تبیین نظری تغییر ماهیت مناطق ژئوپلیتیک در رقابت بین قدرتها
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
2 استادیار جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران
3 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
از آغاز پیدایش ژئوپلیتیک، قدرت و رقابت جهت تسلط بر سرزمین و داشتههای آن مبنای اصلی این دانش قرار گرفته است. بر این اساس، ژئوپلیتیک استعماری نیز که دوره نخست تاریخ ژئوپلیتیک با آن آغاز شده است، با اندیشه استعمارگری جهت تصاحب و تسلط بر مناطق جغرافیایی همراه شده است. رقابت جهت دستیابی به مناطق و داشتههای آن تحت تأثیر دو نوع رویکرد قرار گرفته است. بنمایه رویکرد نخست بر حقایق جغرافیای طبیعی استوار است و رویکرد دوم مبتنی بر ایدئولوژیهای برتریخواهانه است. همچنان که در دوره جنگ سرد نیز رقابت قدرتها جهت سلطه بر مناطق ماهیت ایدئولوژیک پیدا میکند. قدرتهای رقیب در قالب استراتژیهایی همچون سد نفوذ، دومینو، ضد دومینو و غیره، خود را آشکار میساختند؛ سیاستهایی که زمینه کمتری از حقایق جغرافیایی در آن نمایان بود. بعد از فروپاشی شوروی عصر جدیدی آغاز شد، در این عصر قدرتهای منطقهای نیز صاحب موقعیت جدیدی شدند که مناطق و حقایق جغرافیایی اهمیت دوبارهای یافت. به این ترتیب، پژوهش کنونی در قالب روش تفسیری- تحلیلی بهدنبال پاسخ به این پرسش است که مناطق ژئوپلیتیک در رقابت بین قدرتها چه ماهیتی را به خود دیده است؟ فرضیه موجود نشانگر این است که مناطق ژئوپلیتیک در رقابت بین قدرتها ابتدا ماهیت طبیعی داشت، سپس ماهیت ایدئولوژیک یافت و در دوره کنونی نیز حقایق جغرافیایی مناطق مورد تأکید قرار میگیرد.