ضرورت مطالعات میان رشتهای و افقهای نوین در مطالعات حقوق و اقتصاد در اسلام (موردکاوی قضیه کوز، هزینههای مبادله)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم اقتصادی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.7508/isih.2010.07.001چکیده
انتشار مقاله «مسأله هزینه اجتماعی» به قلم رونالد کوز در دهه 1960 میلادی را میتوان نقطه عطفی در مطالعات بین رشتهای در حوزه اقتصاد و دانشهای مرتبط با آن به شمار آورد. تا پیش از انتشار قضیه کوز اقتصاددانان – که عمدتاً در چارچوب نظریه نئوکلاسیک میاندیشیدند- نیازی نمیدیدند که گامهای خود را از دایره مطالعات درون رشتهای فراتر گذارند و مسایل حقوقی و تاریخی را در تحلیلهای خود وارد نمایند. کوز به همراه دیگر اقتصاددانان مکتب حقوق مالکیت نشان داد که اگر هزینه-های مبادله مخالف صفر باشد کارایی اقتصادی مستقل از قواعد حقوقی نخواهد بود و در نتیجه نهادهای حقوقی نقشی انکارناشدنی در رسیدن به کارایی خواهند داشت. بدین ترتیب کوز و همراهان وی به اقتصاددانان یادآوری کردند که تا وقتی هزینههای مبادله مخالف صفر است، گریزی از انجام مطالعات میان رشتهای وجود نخواهد داشت. ظهور دانش جدید «حقوق و اقتصاد» به عنوان یک دانش میان رشتهای تا حد زیادی مدیون همین تلاشهاست. در این مقاله افقهای نوین و چشم اندازهای جدیدی که در پی این تحولات نظری فراهم آمده است معرفی و دلالتهای آن برای مطالعات بین رشتهای حقوق، اقتصاد و تاریخ در اسلام بیان میشود. چنان که خواهیم دید قضیه کوز و مفهوم محوری هزینههای مبادله میتوانند نقش مهمی در توسعه مطالعات بین رشتهای اسلامی در حوزه اقتصاد داشته باشند و به ایجاد افقهای جدید پژوهشی کمک نمایند.