سرمایه اجتماعی و خوداتکایی راهبردی در فرآیند توسعه و نوسازی ملی
نویسندگان
1 -فوق دکترای سیاستگذاری راهبردی و استاد علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
خوداتکایی راهبردی را میتوان بهعنوان بخش اجتنابناپذیر سیاستگذاری راهبردی کشورهایی دانست که در روند توسعه و نوسازی ملی قرار دارند. در سالهای بعد از جنگ دوم جهانی کشورهایی توانستند موقعیت راهبردی و ژئوپلیتیکی خود را ارتقاء دهند که به نشانههایی از خوداتکایی راهبردی دست یافتهاند. در این زمینه، مدل توسعه با نشانههایی از امنیت و سرمایه اجتماعی پیوند مییابد. حوزهسیاستگذاری راهبردی تلاش دارد تا موضوع مربوط به توسعه و نوسازی در کشورهای مختلف را بر اساس نشانههای خوداتکایی و سرمایه اجتماعی تبیین نماید. در این مقاله با رویکردی تبیینی و با استفاده از روش تحلیل داده و محتوا تلاش می شود ضمن تبیین ارتباط توسعه و امنیت، جایگاه خوداتکایی راهبردی و سرمایه اجتماعی در سیاستگذاری راهبردی با تأکید بر ایران مشخص شود. شایان توجه است که «خوداتکایی راهبردی» و «سرمایه اجتماعی» بهعنوان متغیرهای مستقل محسوب شده و «توسعه و نوسازی ملی» متغیر وابسته این مطالعه هست. یافته ها بیانگر این است که اگر ضرورتهای حکمرانی جهانی با نشانههایی از حکمرانی خوب در کشورهای پیرامونی با یکدیگر پیوند یابد، زمینه برای تحقق اهدافی همانند خوداتکایی راهبردی بهوجود میآید.