پیامدهای هویتی بیداری اسلامی و بهار عربی در آسیای جنوب غربی؛مطالعه موردی: سوریه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران
2 استاد روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات، تهران
3 استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
چکیده
بحران بهعنوان بخشی از واقعیت سیاست امنیتی خاورمیانه محسوب میشود.تحولات اجتماعی در کشورهای حوزه خلیجفارس، آسیای جنوب غربی، شرق مدیترانه و شمال آفریقا بهعنوان اصلیترین نشانة دگرگونی در ساختار اجتماعی، سیاسی و راهبردی کشورهایی تلقی میشود که بهعنوان «منطقه کمربند شکننده» در اندیشة سائل کوهن شناخته میشوند. دگرگونیهای اجتماعی در این حوزه جغرافیایی نهتنها منجر به تصاعد بحران و بعضاً جابهجایی قدرت گردید، بلکه زمینههای لازم برای تبدیل رقابت سیاسی به منازعة اجتماعی و جنگ داخلی را بهوجود آورده است. نشانههای چنین فرایندی را میتوان در کشورهایی همانند یمن، لیبی، سوریه و مصر مورد توجه قرار داد. واقعیتهای بحران سوریه نشان میدهد که موضوعات هویتی از اهمیت و نقش بسیار زیادی در بحرانهای خاورمیانه برخوردار است. هر بحران میتواند آثار خود را در حوزههای مختلف جغرافیایی بهجا گذارد. تحلیل این بحران از آن جهت با اهمیت است که آیندۀ تک تک کشورهای حاضر در منطقۀ خاورمیانه و حتی صورتبندی قدرت جهانی در آینده به آن بستگی دارد زیراقدرتهای جهانی هر کدام موضعی متفاوت نسبت به این بحران اتخاذ کردهاند. با توجه به مؤلفههای یادشده، این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ به این سئوال است که: «تحولات بهار عربی چه پیامدهای هویتی در خاورمیانه داشته و این موضوع چه تأثیری بر تحولات ساختاری و سیاسی سوریه بهجا میگذارد؟» فرضیة پژوهش آن است که: «تحولات بهار عربی زمینه بازتولید رادیکالیسم اسلامی و افزایش نقش بازیگران منطقهای و قدرتهای بزرگ در خاورمیانه را فراهم نموده و این امر باعث پیدایش و تشدید جریانهای هویتگرایی غیردولتی فراملی و بهتبع آن بحران هویت و مشروعیت درسوریه شده و موجبات تداوم بحران در سوریه را فراهم نموده است».