جنبشهای زیستمحیطی در اقتصادهای سیاسی کنونی با تمرکز بر نظریۀ انقلاب خاموش
نویسندگان
1 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
doi
10.22126/ipes.2020.5188.1250چکیده
امروزه یکی از مهمترین زمینههای مبارزۀ سیاسی، عرصه «کیفیت زندگی» و چالشهای اجتماعی همچون آلایندهها و تهدیدهای زیستمحیطی است که درجای خود بر پیوند جدی «امر اجتماعی» با «امر سیاسی» تاثیرگذار است. در این پژوهش، نگارنده با روش پژوهش تحلیلی- نظری و کمک گرفتن از شواهد تجربی در صدد پاسخ به این پرسش است: مهمترین عوامل مؤثر بر گسترش، فراگیری و جهانی شدن جنبشها و اعتراضات زیستمحیطی در چند دهۀ اخیر بهویژه در کشورهای پیشرفته و صنعتی غرب چه بوده است؟ مهمترین عوامل در این ارتباط (فرضیه) عبارتند از: وقوع انقلاب خاموش یا گرایش نسلهای جدید، جوانان و شهروندان به ارزشهای فرامادی، آگاهی فزاینده نسبت به خطرات و تهدیدکنندههای محیط زیست، کمتوجهی و عدم پاسخگویی حکومتها، توسعه و صنعتی شدن بیتوجه یا کم توجه به اخلاق زیستمحیطی، اطلاعرسانی و هویتسازی در شبکههای اجتماعی سایبری و جامعه مدنی جهانی برای همراهسازی افکار عمومی در اعتراضات. بر اساس مطالعات کمّی- تجربی انجام شده و پیمایشهای ارزشی جهانی، این مطالعه به این یافتۀ کلی رسید که امروزه جنبشهای اجتماعی و گروههای سبز بهمثابه مهمترین چالشگران حکومتها و بسیج کنندههای معترضان در دو ساحت پراتیکی- مبارزاتی و ساحت فکری- نگرشی برای پیشبرد اهداف، پاسخگوسازی حکومتها و شرکتها و جهانیسازی گفتمان و اخلاق زیستمحیطی در «سطح حهانی» هستند که بارزترین و فراگیرترین تجلی آن، اعتراضات چندین میلیونی در سپتامبر 2019 در جهان بود.