زمانمندی و توسعه؛ نقش بزنگاه تاریخی در خیز اقتصادی چین
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ipes.2021.6760.1392چکیده
جایگاه چین در اقتصاد جهانی از دهۀ 1970 به این سو دگرگونی شگرفی به خود دیده و از قاعدۀ هرم به رأس آن ارتقاء یافته است. پرسش این است که این جهش بر اثر چه عواملی و چگونه محقق شدهاست؟ در پژوهشهای موجود سه رویکردِ کارگزارانه، ساختاری و نهادی شناسائیپذیر هستند که هر یک تبیینی درخور تأمل به دست میدهند؛ اما هر کدام فقط قطعهای مجزا از جورچین پیچیدۀ این جهش را توضیح میدهند. این مقاله با استفاده از روش فرایندکاوی نشان میدهد که آنچه جهش اقتصادی چین را ممکن ساخت، تنها وجود عوامل ساختاری، نهادی و کارگزارانه نبود، بلکه تقارن مجموعهای از رویدادها و روندها بود که در سه لایۀ زمانی درازمدت، میانمدت و کوتاهمدت در محیط داخلی و بینالمللی چین رخ نشان دادند. از این میان، تغییر در جهانبینی چینیان بر اثر شکستهای پیاپیِ این کشور در دو سدۀ نوزدهم و بیستمِ میلادی و ظهور فرصتها و گشایشهایی در اقتصاد و سیاست بینالملل در دهۀ 1970، یک بزنگاه تاریخی را رقم زد که رهبری چین بهخوبی از آن بهره گرفت و با اجرای بههنگام اصلاحاتی عمیق در جهتگیریها و سیاستهای کلان داخلی و خارجی و اجرای یک برنامۀ منسجم و همآهنگ اقتصادی و مدیریتی، این خیز را ممکن و محقق ساخت. تأمل در تجربۀ چین نشان میدهد که التفات به زمانمندی، بهویژه در توسعهپژوهی، از این حیث حائز اهمیت است که ما را بیشاز پیش متوجه فرصتها و محدودیتهای دگرگونی در «بستر زمان» میکند.