واکاوی اثرات سد سلمای افغانستان بر تنشهای آبی کلان شهر مشهد
نویسندگان
1 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 گروه جغرافیای سیاسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 گروه جغرافیا و برنامهریزی روستایی، دانشکده جغرافیا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jhgr.2022.326813.1008340چکیده
چشمانداز تأمین و آینده آب شمال شرق (کلانشهر مشهد) علاوه بر تأثیرپذیری از بحرانهای کلی تنشهای آبی کشور، و شرایط طبیعی و اقلیمی منطقه شمال شرق، تحت تأثیر متغیر همسایگی و سیاستهای هیدروپلیتیکی افغانستان است؛ چرا که افغانستان ضمن آگاهی از وضعیت جغرافیایی خود (محصور در خشکی بودن)، برای جبران بخشی از نیازمندیهایش در امر توسعه زیرساختی آبی، کشاورزی و اقتصادی، متوسل به سیاست هیدروهژمونی (نقش ابزار گونگی آب) در رابطه همسایگان خود، از جمله ایران شده است. در حقیقت سیاستِ هیدروهژمونی افغانستان، گونهای از راهبردِ دیپلماتیک و سیاسی این کشور، برای جبران بخشی از خلاء «قدرت-امنیت- هویت»، در موازنه ژئوپلیتیکی با همسایگان است. سدسازیهای متعدد، و از جمله ساخت سد سلما، در چارچوب همین تحلیل میگنجد. سؤال اصلی این مقاله چنین است: اصولاً احداث سد سلما بر روی شاخه اصلی هریرود، چه پیامدهایی بر تنشهای آبی کلانشهر مشهد دارد؟ بهطور واضح سیاستهای فرادستی افغانستان در ساخت سد سلما، نواحی پاییندست، از جمله ناحیه شمال شرقی ایران (استان خراسان و کلانشهر مشهد) را با چالش تأمین آب مواجه مینماید. گونههای متعددی از تنشهای ژئوپلیتیکی، سیاسی-امنیتی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی، از جمله پیامدهای اعمال چنین راهبردی است. پژوهش بر اساس ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی محسوب میشود. اطلاعات پژوهش به شیوه کتابخانه و اسنادی و با مراجعه به منابع معتبر گردآوریشده است.