تأمّلى بر مبانى پارادایمیک و پارادایم نگارى در مطالعات میانرشتهاى (مورد مطالعه: بازاریابى کارآفرینانه)
نویسندگان
1 دانشگاه تربیت مدرس، تهران،ایران.
2 دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
3 دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
4 استادیار دانشگاه تهران، تهران،ایران.
doi
10.7508/isih.2010.05.005چکیده
خردمایه مقاله حاضر گویاى آن است که مطالعات علوم انسانى با نگاهى پارادایمیک، تا پیش از طرح و بسط میانرشتهگرایى، عمدتاً، براساس یکى از پارادایمهاى اثباتگرایى، تفسیرى، نظریه انتقادى، فمینیسم، پستمدرنیسم و نظریه آشوب، بهعنوان پارادایم غالب، بوده است که این مسئله به نوعى یکسونگرى و یکجانبهگرایى منجر شده است. در این مقاله، هدف آن است تا با کنکاشى نوپردازانه و بهرهگیرى از چارچوبى ابتکارى و منبعث از دیدگاه کثرتگرا، الگویى براى تحلیل پارادایمیک مطالعات میانرشتهاى از تقاطع سه عامل بهمنظور نوعى مفاهمه بهتر و برداشت موزونتر از مطالعات «ساختار»، «الگو» و «فرایند» میانرشتهاى ارائه شود. در این راستا، مفهوم نوظهور بازاریابى کارآفرینانه بهمثابه مصداقى میانرشتگى، که از تلفیق وجوه دو رشته علمى بازاریابى و کارآفرینى در مطالعات مدیریت ناشى شده است، مطرح و مصادیق آن در این نقش هنگارى ابتکارى، جانمایى شده است. بدینترتیب، نتیجهگیرى شده است که در پژوهشهاى میانرشتهاى و نوظهور، توجه توأمان به پارادایمهاى مذکور و شناخت هریک از مطالعات در حوزههاى مختلف مىتواند در راستاى درک بهتر حقیقت و رهایى از قیدوبندهاى تفکر وابسته به متن و محتوا راهگشا باشد و مانع کوتهنگرى و یکجانبهگرایى شود