اندیشههای دینی و تأثیر آن در سازماندهی بنیادگرایی اسلامی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
2 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
3 استادیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات
doi
چکیده
ادیان یکی از نیروهای اساسی در جهـان امروز هستند و تـوانایـی ویـژهای بـرای ایـجاد «تغـییر سیستمی» دارند، آنها بـه پیـروان خود انگیـزه میدهنـد و بهعنوان متغیری اساسی باعث ورود بازیگران جدیدی در عرصه جهانی شدهاند. همچنین، انگیزه مذهبی، از گذشته تاکنون، عامل مؤثری برای جنبشهای مسلحانه همچون، فعالیت گروههای بنیادگرای اسلامی بوده است. منطقه خاورمیانه بهعلت داشتن مرزهای نامتجانس سیاسی، نگرشهای بعثی، ملیگرایانه، عروبت و جنبشهای اسلامی و تضادهای انسانی از یکسو، و حضور کنشگران فرامنطقهای از سوی دیگر، از ابتدای قرن بیستم تاکنون محل نضج و سازماندهی گروههای بنیادگرای اسلامی بوده است. این پژوهش درصدد آن است تا با استفاده از رهیافتهای واقعگرایی و هویت به این پرسش پاسخ دهد که؛ آیا اندیشههای دینی و برساختن هویتی جدید از آن، باعث سازماندهی گروههای بنیادگرای اسلامی در منطقه شده است؟ یافتهها نشان میدهد، اندیشههای دینی کنشگران منطقهای، که تبدیل به ایدئولوژی شده است، باعث گردیده، استفاده از دین برای اهداف و مقاصد سیاسی، یکی از شگردهای گروههای بنیادگرا در خاورمیانه شود. نتیجه آنکه؛ بازیگران منطقهای و فرامنطقهای با استفاده از بسترهای موجود، توانستهاند گروهای بنیادگرا را سازماندهی نمایند و پیشبینی میشود که این درگیریهای ایدئولوژیک باعث تغییر توازن ژئوپلیتیک منطقه گردد و پیامدهای جهانی را نیز شامل شود.