تبیین رابطه درونی میان عقلانیت و عاطفه و دلالت‌های آن برای پرورش تفکر خلّاق در آموزش عالی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس

doi
چکیده

یکی از اقدامات اساسی برای بهبود وضعیت آموزشی و تقویت تفکر خلّاق، ابهام،زدایی از مبانی فلسفی و نظری خلّاقیت است. این مقاله در راستای تقویت مبانی نظری خلّاقیت تدوین شده و شامل یک بحث نظری در مورد ارتباط درونی سه عنصر عقل، عواطف و خلّاقیت، و همچنین، دلالت‌های آن برای ایجاد فضای یادگیری خلّاق در دانشگاه هاست. نتایج به دست آمده نشان داد که عقلانیت انواع و سبک‌های گوناگونی دارد، و از میان این سبک‌ها، تنها عقلانیت الگوریتمی هیچ ارتباطی با عواطف ندارد؛ اما برخی دیگر از سبک‌های عقلانیت (عقلانیت قضاوتی، هدف-وسیله ای، رابطه‌ای و تأمّلی) با عواطف در هم تنیدگی دارند؛ بنابراین، روشن شد که عواطف، نه تنها مخل یا حتی مجزّا از عقل نیستند، بلکه بخش اجتناب ناپذیری از ساختار عقل و مکمّل فرایندهای عقلانی مانند تصمیم‌گیری هستند؛ از سوی دیگر، مشخص شد که در هم آمیختگی عواطف با عقل، از طریق ایجاد گشودگی ذهنی و ممانعت از انجماد عقل، باعث فعال سازی و تحریک خلّاقیت اکتشافی و فرارونده می‌شود. در پایان، پیشنهادهایی برای تلفیق عواطف و هیجانات با عقل‌ورزی در روش‌های تدریش، روش‌های ارزشیابی و فضای کلاس‌های درسی دانشگاهی مطرح شده است.