یکجانبه‌گرایی دونالد ترامپ و افول قدرت نرم آمریکا در اقتصاد سیاسی جهانی

نویسندگان

1 استادیار، گروه علوم سیاسی، واحد اهواز، دانشگاه آزاد اسلامی، اهواز، ایران.

doi
10.22126/ipes.2021.6604.1382
چکیده

پس از جنگ سرد سرشت و ساختار قدرت در اقتصاد سیاسی جهان، دستخوش تحول شده است. در این راستا ابعاد نوینی از قدرت به­ ویژه قدرت نرم در تقویت جایگاه و موقعیت کشورها اهمیت بسزائی یافته است. ایالات متحده از جمله کشورهایی است که با آگاهی از این مهم طی چند دهۀ اخیر سعی کرده است تا از منابع و امکانات موجود در راستای افزایش قدرت نرم و بهره­ برداری از آن استفاده کند. کارکرد و ارتقای قدرت نرم آمریکا در دوران اوباما براساس شواهد، تغییر چشمگیری یافته بود. به نظر می­ رسد تغییر ساختار تصمیم­ گیری در این کشور با روی کار آمدن دونالد ترامپ بر مقولۀ یادشده تأثیرگذار بوده است. پژوهش حاضر این مسئله را واکاوی می­ کند که روی کار آمدن ترامپ و سیاست­ های داخلی و خارجی وی چگونه بر موقعیت قدرت آمریکا در اقتصاد سیاسی جهانی تأثیرگذار بوده است؟ فرضیۀ پژوهش این است که اقتصاد سیاسی این کشور به­ دلیل سیاست ­گذاری­ های داخلی و خارجی آمریکا در دورۀ ترامپ به تنزل قدرت نرم این کشور در نظام جهانی انجامیده است. در مقالۀ حاضر زمینه ­های اقتصاد سیاسی تنزل قدرت نرم آمریکا و سازوکار اثرگذاری سیاست­ های ترامپ بر موقعیت و جایگاه قدرت نرم این کشور با تمرکز بر کاربست منابع سخت ­افزاری قدرت در چارچوب یکجانبه ­گرایی مطلق، جنگ تعرفه­ ها، پوپولیسم سیاسی، سیاست­ های ضد مهاجرتی و تنش با رسانه ­ها و نهادهای سیاسی دولت ترامپ تشریح می­ شود. برآیند سیاست­های یادشده افول شاخص ­های قدرت نرم آمریکا در زمینۀ بی ­اعتنایی به حقوق بشر و نهادهای سیاسی، آزادی رسانه­ ها، ارائه تصویری مثبت از آمریکا در میان افکار عمومی جهانیان، چندجانبه ­گرایی، دیپلماسی عمومی و قراردادها و نهادهای بین ­المللی بوده که درنهایت جایگاه قدرت نرم این کشور در اقتصاد سیاسی جهانی را با افول مواجه کرده است.