تحلیل گفتمان قدرت و ایدئولوژی در دو نامه از اسکندرنامه‌ی نظامی بر اساس روش فرکلاف

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران. ‏

4 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.22099/jba.2025.50944.4553
چکیده

 چکیدهبافت فکری و اجتماعی ایران و مشخصاً آذربایجان قرن ششم در اسکندرنامه‌ی نظامی تبلور یافته است. برای شناخت گفتمان‌های رایج در این عصر، می‌توان از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده نمود. فرکلاف ضمن تأکید بر رابطه‌ی درهم‌تنیده‌ی متن، تعامل و بافت اجتماعی، از اهمیت نقش نهاد قدرت در تولید، اصلاح و بازتولید گفتمان‌ها با کمک ایدئولوژی سخن می‌گوید. بر پایه‌ی روش فرکلاف، یک متن در سه لایه‌ی توصیف و تفسیر و تبیین بررسی می‌شود. در این پژوهش با مطالعه‌ی اسکندرنامه‌ی نظامی، دو نامه‌ی دارا و اسکندر پیش از شروع جنگ، تحلیل شده است و در طی آن با بررسی عبارت‌بندی دگرسان، عبارت‌بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، عاملیت جمله، فرآیند اسم‌سازی، مجهول‌سازی، مثبت و منفی بودن جمله و پیوند جملات در سطح توصیف؛ بافت موقعیت، بافت بینامتنی در سطح تفسیر و بررسی داده‌های برآمده از دو سطح قبلی در سطح تبیین وجود سه گفتمان خویشاوندی، دین‌داری و نظامی‌گری برای تصاحب قدرت سیاسی در قرن ششم آشکار گشت. نظامی دو گفتمان دین‌داری و گفتمان نظامی‌گری برای تصاحب قدرت را تقویت می‌کند و گفتمان خویشاوندی را به چالش می‌کشد. همچنین او ایدئولوژی بیگانه‌دوستی که نقطه‌ی مقابل ایدئولوژی بیگانه‌ستیزی است را تقویت می‌کند. در حیطه‌ی نهاد دین، سه گفتمان دین‌داری اسلامی، گفتمان اشعری و گفتمان فلسفه‌گرایی در اسکندرنامه تجلی یافته است. برخورد نظامی با گفتمان دین‌داری اسلامی هنجاری است اما با ترکیب و اصلاح دو گفتمان اشعری و فلسفه‌گرایی در حال بازتولید نوعی دیگر از گفتمان مبتنی بر خردگرایی است.