جریان شناسی شعرِ زنان پساهفتادی؛ با نگاهی به اشعار شاعران شاخص زن پانته آ صفایی و فاطمه سالاروند
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، قزوین، ایران.
2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوین، قزوین، ایران.
doi
10.22099/jba.2025.52276.4602چکیده
چکیدهدر همهی ادوار شعر فارسی تا قبل از مشروطه یک جریان کلی شعر، با فضایی کاملا مردانه، حاکم بوده و طبعاً به اشعار شاعران زن نیز در تاریخ ادبیات ما بیتوجهی شدهاست. با جنبش مشروطه و فعال شدن زنان و شروع مطالبهگری آنها، زنان در عرصهی جامعه فعالتر شدند اما در ادبیات زنان تحول شاخصی که بتوان از آن به عنوان یک جریان ادبی یاد کرد، روی نداد. در این دوره، هرچند روشنفکران مدرنیست به مسائل زنان نیز توجه نشان دادند اما دغدغه و محور اندیشهها یا فعالیتهای سیاسی ـ اجتماعی آنان نبود. نتایج همین فعالیتهای اندک سیاسی ـ اجتماعی از مشروطه تا اواخر پهلوی، در حوزه شعر زنان، را باید در ظهور چهرهها و نوابغ شعری همچون فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، پروین دولتآبادی و... جستجو کرد. بعد از انقلاب اسلامی و درپی باز شدن فضای سیاسی و فرهنگی کشور، شعر زنان نیز تشخص ادبی پیدا کرد و بهویژه در دهه هفتاد و هشتاد ـ با غلبه جریان اصلاحات ـ گسترش یافت. قدرت گرفتن جریان اصلاحات در فضای سیاسی جامعه و بروز تحولات فرهنگی به دنبال آن، نقطه شروع و استمرار جریانی ادبی محسوب میشود که آن را «جریان شعر پساهفتادی» مینامیم. بانوان شاعر این جریان را نه میتوان کاملا روشنفکر نامید و نه انقلابی، بلکه زنان شاعری هستند که به نوعی اعتدال ادبی ـ اجتماعی رسیدهاند؛ یعنی هم در حوزه جنبش زنان و مطالبات فمینیستی اشعار متعددی دارند و هم در نقد اجتماعی، عاشقانه و آیینی. این شاعران کوشیدهاند، تا مستقل از نگاه و بیان مردانهی مرسوم، لایههای حسی و عاطفی زن را بکاوند و درمعرض دید و داوری مخاطبان بگذارند.