مفهومپردازی عدالت فضایی در جغرافیای سیاسی
نویسندگان
1 دانشآموخته جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
2 استاد جغرافیای سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس
doi
چکیده
درک صحیح حوزة معنایی عدالت فضایی(جغرافیایی)، مشروط بر درک رابطه متقابل سیاست و فضا و مکانیسم پویای آنهاست. این مکانیسم متقابل زمینهساز مطرح شدن و فلسفه طرح عدالت فضایی در جغرافیای سیاسی است، در جغرافیای سیاسی مفهوم عدالت از سطح انتزاعی خارج شده و به سطح عینیت میرسد، و به عبارتی دیگر مفهوم عدالت عملیاتی میشود. از این منظر عدالت فضایی یا جغرافیایی عبارت است: از برابری نسبی شاخصهای جامع توسعه (اقتصادی، زیر بنایی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، امنیتی و بهداشتی) در مکانها و فضاهای جغرافیایی(خرد و کلان) یک کشور با شاخصهای متناظر توسعه با آن در سطح ملی بر اساس اصول نیاز و برابری». این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانهای سعی در مفهومپردازی عدالت فضایی در مطالعات جغرافیای سیاسی را دارد.