ساخت داخلی فضاهای ذهنی در استعاره های داستان «رستم و سهراب» بر اساس نظریهی شناختی فوکونیه
نویسندگان
1 استادیار زبانشناسی دانشگاه جهرم، جهرم، ایران.
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جهرم، جهرم، ایران
doi
10.22099/jba.2025.47856.4419چکیده
چکیدهیکی از مهمترین ویژگیهای ادبیات فارسی سمبولیک بودن آن است و استعاره از نگاه شناختی از موضوعات جدید در این حوزه به شمار میرود. نگارندگان در این پژوهش میکوشند با بررسی استعارههای داستان «رستم و سهراب» بر اساس مدل شناختی فضاهای ذهنی فوکونیه و ساخت داخلی آن یعنی فریمها بپردازند. بر اساس نظریهی فوکونیه، استعاره، رفتن از یک فضای ذهنی به فضای دیگر استیافتههای پژوهش نشان میدهد فضاهایی که استعارههای متن رستم و سهراب بر اساس آنها شکل گرفته است، در چهار دسته قرار میگیرد: نخست، استعارههایی که میتوان برای آنها یک فریم کلیتر در نظر گرفت و همه را در قالب یک فضای ذهنی تحلیل کرد. فریم قدرت بر همهی این استعارهها مسلط است؛ گروه دوم، استعارههایی که فریم پیوند دهنده برای آنها در گفتمان شعر نقش چندانی بازی نمیکند؛ دستهی سوم، استعارههایی که فرایندی محسوب میشوند و یکی از فضاها با یک فریم فرایندی (فعلی) مرتبط میشود؛ مهمترین ویژگی این دسته این است که قسمتهایی از فریم در متن فعال هستند. فریمهای فرایندی از این نظر در خور توجه هستند که وقوع برخی کلمات در شعر را توجیه میکنند و گفتمان متن را شکل میدهند. دستهی چهارم استعارهها از این نظر در خور توجه هستند که مسیر استعاری را از انتزاعی به عینی دنبال میکنند و از این دیدگاه در تقابل با سایر استعارههای متن هستند که مسیر حرکت استعارهای آنها از عینی به انتزاعی یا از انتزاعی به انتزاعیتر است.