سوژه و فناوری از منظر فوکو و هایدگر
نویسندگان
1 دانشیار جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، گروه جامعه شناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکترای جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، گروه جامعه شناسی، دانشگاه یزد، یزد
doi
10.30465/os.2025.49477.1999چکیده
این پژوهش به بررسی تحول مفهوم سوژه در تاریخ فلسفه و مقایسه دیدگاههای مارتین هایدگر و میشل فوکو میپردازد. در ابتدا، سوژه بهعنوان امری مستقل و خودبنیاد در تقابل با ابژه در نظر گرفته میشد، اما این برداشت در آثار متفکرانی مانند مارکس، فروید، نیچه، هایدگر و فوکو دستخوش تغییر شده است. این تحقیق نشان میدهد که با از دست رفتن تصور سوژه بهعنوان یک ذهنیت خلاق و مختار، چگونه این مفهوم در اندیشه متفکران بازتعریف شده است. هایدگر با مفهوم «دازاین» و نقد متافیزیک سنتی، بر فهم هستیشناختی سوژه تأکید دارد و نقش تکنولوژی را در تبدیل موجودات به ابزارهای قابلکنترل بررسی میکند. در مقابل، فوکو بر تأثیر قدرت و نهادهای اجتماعی در شکلدهی به سوژه تأکید کرده و آن را محصول مناسبات تاریخی و تکنیکهای نظارتی میداند. او همچنین اخلاق یونانیان باستان را الگویی برای خودسازی در برابر سلطه قدرت معرفی میکند. در نهایت، هر دو متفکر به مسأله شکلگیری هویت انسانی پرداختهاند؛ هایدگر از منظر هستیشناسی و فوکو از منظر قدرت و ساختارهای اجتماعی. این دو دیدگاه، درک جامعی از تحولات مفهوم سوژه و جایگاه آن در جهان معاصر ارائه میدهند.