اخوان ثالث و رجعت رمانتیک؛ ملاحظاتی درباره‌ی مبانی نظری باستان‌گرایی مهدی اخوان ثالث

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی، مرکز آموزش عالی اقلید، اقلید، ایران

3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فرهنگیان، شیراز، ایران

doi
10.22099/jba.2025.50757.4547
چکیده

اخوان ثالث به‌زعم بسیاری از پژوهشگران، از دل‌سپردگان به سنت‌‌ در عصر جدید به شمار می‌آید؛ بررسی‌ها نشان می‌دهد که این نظریه که عموماً بر اساس قراین متنی برآمده از روی‌ساخت شعر اخوان صورت‌بندی شده است، در پژوهش‌های معاصر به‌صورت یک کلان‌روایت پذیرفته‌شده درآمده است. اینک پرسش مهم و کلیدی اینجاست که آیا گرایش به سنت که از آن تحت عناوینی از قبیل باستان‌گرایی یا ایران‌گرایی یاد می‌شود، در معنای اصیل و مصطلح خود یعنی یک نوع گفتمان پویا ناظر بر بازآفرینی نظم جدید در ساحت­ها و ابعاد مختلف جامعه، در منظومه فکری و متعاقباً در ژرف‌ساخت شعر اخوان نیز حضور و جریان دارد یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا ایران‌گرایی مهدی اخوان ثالث، با رسالت‌ها و آرمان‌های معین ایران‌گرایی در نهضت مشروطه و در بافت گفتمانی و فضای سیاسی ایران پسامشروطه همسو است یا خیر؟ به‌منظور دستیابی به پاسخ این پرسش، اشعار اخوان ثالث مورد مطالعه و تحلیل محتوایی فراتر از محور افقی شعر قرار گرفته ‌است. نتایج حاصل از دریافت و تشریح این آثار نشان می‌دهد که اخوان ثالث اگرچه به‌صورت گسترده به گفتمان ایران باستان و مشخصا اسطوره‌ها و نمادهای آن ارجاع داده‌است، در سطح روی­ساخت شعر، اما سویه‌ی فلسفی و نظری این گفتمان را در دستگاه فکری خود ترجمه و منتقل نساخته است. از این چشم‌انداز، شعر اخوان با مؤلفه‌‌های بنیادین مندرج در گفتمان ایران باستان از قبیل امیدواری، پیروزی نور بر تاریکی، حضور امر قدسی در مناسبات اجتماعی و زیست فردی، فرجام‌شناسی و غلبه‌ی خیر بر شر، در فاصله‌ی کاملا معناداری قرار دارد. درست به همین دلیل، سنت‌گرایی اخوان، به‌مثابه‌ی رجعتی صرفاً رمانتیک، علیه اصالت و رسالت خویش، یعنی خلق پراکتیس و عاملیت، شورش کرده است.