تبیین توسعه پایدار سیاسی؛ مطالعه موردی: ایران
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیای سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی
3 دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی
doi
چکیده
ایران بهعنوان یک ساختار متکثّر و نامتوازن، تاریخ پرفراز و نشیبی را از زیست تنوعات در کنار هم بهخود دیده است. دوره قبل از اسلام نمونه موفقیتآمیزی از همزیستی بود، اما از صفویه به بعد و بویژه با رشد ملیگرایی تجربه زیست فوق کنار گذاشته شد. جالبتر آنکه سیاست متأثر از این اندیشه (ملیگرایی) در پی دستیابی به اتوپیای خود یعنی ایران باستان بود، غافل از آنکه شالوده اصلی اقتدار ایران باستان در عاملی (تکثرگرایی) بود که ایرانیان ملیگرا آنرا بهمثابه نقطه ضعف اساسی خود در این راه تعریف کرده بودند. قالبهای ناپایدار همچون تبعیض، کوچ اجباری و تبعید، به یک رنگ درآوری و... وضعیتهایی بودند که در این دوره، تنوعات خاورمیانه و ایران آنرا تجربه کردند. شرایطی که باعث شد که به هر مسألهای با دید گمان بنگرند و این در حقیقت بهمعنای سیاسی شدن هر موضوعی بود که به زندگی تنوعات ارتباط پیدا میکرد. از این روست که نوع سیستم سیاسی، تقسیمات کشوری، انتخابات و مشارکت و حوزههای اجتماعی و اقتصادی به موضوعات چالشزایی تبدبل میشوند که حال و آینده سیاسی ساختار و شدت و ضعف سرمایه اجتماعی را بهعنوان یکی از مهمترین سرمایهها در همبستگی و مشارکت تعیین خواهند کرد. پژوهش حاضر با رویکرد اسنادی و روش توصیفی ـ تحلیلی ضمن اشاره به مباحث توسعه پایدار، با تأکید بر موضوعات مهم (نوع سیستم سیاسی، تقسیمات کشوری، انتخابات و مشارکت و حوزههای اجتماعی و اقتصادی) در پی تبیین توسعه پایدار سیاسی از منظر جغرافیای سیاسی با تأکید بر ایران است. .