تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر تفکر استراتژیک و عملکرد با نقش تعدیلکننده اخلاق فردی
نویسندگان
1 گروه مدیریت، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
2 گروه مدیریت، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
3 گروه مدیریت، دانشگاه خاتم، تهران، ایران.
doi
10.22034/jmep.2025.499739.1467چکیده
هدف اصلی پژوهش حاضر سنجش تاثیر کاربرد هوش مصنوعی و یادگیری هوشمند بر مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد تحصیلی دانشجویان رشته مدیریت با نقش تعدیلکننده اخلاق فردی بوده است. پارادایم پژوهش حاضر اثباتگرایی، رویکرد آن کمی و روش آن توصیفی-پیمایشی بوده است. جامعه آماری دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه علوم تحقیقات تهران به تعداد 10000 دانشجو بودهاند که تعداد 374 دانشجو به عنوان نمونه و به روش تصادفی خوشهای انتخاب شدند. نتایج به دست آمده، نشان میدهد که کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی تأثیر مثبتی بر تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر خلاق، تفکر آیندهنگر و تفکر انتقادی)، یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی دارد. نقش میانجی تفکر استراتژیک (تفکر انتقادی و تفکر آیندهنگر)، در رابطه میان کاربرد هوش مصنوعی و عملکرد تحصیلی و همچنین در رابطه میان یادگیری هوشمند و عملکرد تحصیلی تایید گردید. از طرفی اخلاق فردی علاوه بر تاثیر مثبت بر یادگیری هوشمند، در رابطه میان یادگیری هوشمند و تفکر استراتژیک (تفکر سیستمی، تفکر انتقادی و تفکر آیندهنگر) نقش تعدیلکننده دارد. پژوهش حاضر برای نخستین بار بینشهایی را در کاربرد ابزارهای هوش مصنوعی در توسعه مهارت تفکر استراتژیک و عملکرد ارائه میدهد که محققان، مدیران، دانشجویان و سازمانها میتوانند از نتایج آن بهرهمند شوند.