مزرع سبز فلک و داس مه نو؛ گزارش بیتی از حافظ براساس نظریة اسطورة بازگشت جاودانه

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دکتری. زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی. کرمانشاه. ایران.

2 دانشیار زبان وادبیات فارسی دانشگاه رازی. کرمانشاه. ایران

3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

doi
10.22099/jba.2025.51193.4563
چکیده

اسطورة بازگشت جاودانه برای هر پدیدة زمینی، نمونه‌ای آغازین، برتر و آسمانی در نظر می‌گیرد؛ به بیان دیگر، هر چیزی در این جهان را تقلیدی از نمونه‌ای مینوی می‌داند. حافظ در بیتی مشهور از «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» سخن می‌گوید. در برخی اساطیر نیز از «مزارع آسمانی» سخن رفته ‌است؛ بدین معنا که انسان باستانی، نخست مزرعة آسمانی را شناخت و سپس مزرعه‌های زمینی را براساس آن به وجود آورد. در این پژوهش براساس نظریة اسطورة بازگشت جاودانة میرچا الیاده و با تکیه بر مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای و با رویکردی تحلیلی ـ توصیفی به گزارشی از بیت گفته‌شده پرداخته‌ایم. نمادشناسی واژه‌های به‌کاررفته در دو ترکیب «مزرع سبز فلک» و «داس مه نو» هدف این جستار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که همة این‌ واژه‌ها اگرچه در ظاهر ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند؛ امّا در ژرف‌معنا از نظر اسطوره‌ای، آیینی و باورشناختی کاملاً با هم مرتبطند و بیانگر مفاهیمی همچون زمان، مرگ، خرمن‌چینی، باروری، مرگ‌وزندگی، حیات مجدد و جاودانگی هستند؛ بنابراین می‌توان گفت بیت مورد نظر پیوند تنگاتنگی با مفاهیم نام‌برده دارد.