نقش خوانندهی فرضی در سرایش دو مرثیهی فارسی و عربی سعدی در سوگ بغداد
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکترای رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22099/jba.2025.51161.4561چکیده
رویکرد خوانندهمحوری از نیمهی دوم قرن بیستم با عطف توجه ویژه به نقش خواننده در فرآیند فهم و ادراک متن و معناسازی از آن، دامنه دریافت معانی متون ادبی را بهتناسب افق انتظارات مخاطبان گسترش داده است. بر مبنای این نگرش، منتقد ادبی بر گسترهی معناهای ممکن یک متن در طول تاریخ با درنظر گرفتن طیف مخاطبان آن و خاستگاه فرهنگی و اجتماعیشان متمرکز میشود. لیکن یکی از کارکردهای مهم توجه به عنصر خواننده، نقش و تأثیر آن بر ساختار متن در مرحلهی شکلگیری است. مخاطب فرضی در معنای گسترشیافتهی فضای دریافتکنندهی یک متن، قادر است نویسنده را در مرحله پیش از تولید متن بهنحوی تحت تأثیر قرار دهد که ساختار متن تولیدشده در نهایت دارای بیشترین مطابقت با افق انتظارات او باشد. مقاله پیش رو، در سایهی این نگرش، دو قصیده از سعدی را بهروش تحلیل کیفی بازخوانی کرده است. سعدی در سوگ زوال خلافت عباسیان پس از حملهی مغول به بغداد، دو مرثیهی فارسی و عربی سروده است که میتوان ساختار فرم و محتوای آنها را با محوریت قراردادن عنصر «خواننده» مطالعه و مقایسه نمود. نقش و تأثیر خواننده در آفرینش هر یک از آن دو متن ادبی به گونهای است که از درونمایه و چهار بخش موضوعی مشترک، شامل وصف واقعهی بغداد و سوگواری بر آن، حیات باقی در بهشت، تقدیرگرایی و مدح ابوبکر بن سعد بن زنگی، مضامین مختلف و ناهمسان، چه از نظر محتوایی و چه آماری، برساخته میشود. این پژوهش، نشان میدهد که سوگنامه در برابر مخاطبان دیار عرب، رویکردی آکنده از عواطف و احساسات جریحهدار شده و همدلانه دارد، لیکن برای مخاطبان جانبهدربرده از غارتی چنین، در فضای حکومت اتابکان فارس تحت سلطهی ایلخانان محتاطانه سخن میگوید.