قدرت و بازتعریف نظریه برنامهریزی شهری (با تأکید بر دیدگاه اقتصاد سیاسی فضا)
نویسندگان
1
2
doi
چکیده
در راستای افزایش قدرت تبیینگری و پوشش شکاف بین نظریه و عمل در برنامهریزی شهری، مفاهیمی از رشتههای مختلف وارد بدنه این حوزه شده و منجر به بازتعریف برنامهریزی شده است. از دهه 60 میلادی با اهمیت پیداکردن مؤلفههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و منافع انسانی و ظهور رویکردهای انتقادی، مفاهیمی نظیر قدرت در مباحث اجتماعی مطرح و بهتبع آن وارد حوزه برنامهریزی شد. در این رابطه، دیدگاههای مختلفی از قدرت در برنامهریزی فضایی مطرح شده است که با توجه به تأکید این پژوهش بر رویکردهای اقتصاد سیاسی، تبیین نقش مؤلفههای سیاسی (قدرت) در بازتعریف نظریه برنامهریزی شهری، هدف اساسی این پژوهش خواهد بود. در راستای دستیابی به هدف مطالعه، از تحلیل توصیفی- تبیینی و روش قیاسی- فرضیهای استفاده خواهد شد. نتایج حاکی از آن است که ظهور رویکردهای انتقادی تبیینگر قدرت (سیاست) در عرصه علوم اجتماعی و برنامهریزی شهری در دهههای اخیر، نفوذ سازوکارهای سرمایهداری در برنامهریزی شهری را آشکار کرده و بهتبع آن موجب بازتعریف برنامهریزی شهری در شکل رویکردهای برنامهریزی با ماهیت توزیعی به قدرت شده است.