انقلاب فرهنگی و نهادهای موازی دانشگاه در ایران
نویسندگان
1 دانشگاه الزهرا
doi
10.22034/scm.2025.479616.1805چکیده
با گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران، انقلاب فرهنگی مهمترین رویداد فرهنگی تاریخ این انقلاب است. انقلابی که میتوان سیاستها، برنامهها، رویکردها و اصول روشی آموزش عالی در ایران را به قبل و بعد آن تقسیم کرد. شاید اثربخشترین پیامد هر تصمیم تاریخی برجا نهادن نهادهای پساخویش است؛ که گاه نهادهایی عینی و رسمی(نهادگرایان قدیم) هستند، و گاه منجر به ایجاد قواعد، قیود و محدودیتها(نهادگرایان جدید) خواهند شد. در این مطالعه در راستای بررسی تاریخ نهادهای موازی شکل گرفته و با هدف توصیف تغییرات تاریخی در دورهی انقلاب فرهنگی از روش مطالعه تاریخی بهره گرفته شدهاست. تاکید مطالعه بر آن است که نهادهایی که در بستر انقلاب فرهنگی در دانشگاهها متولد شدند، بسیاری از خصوصیات نهادهای موثر را داشتند و تا امروز خصوصیات اثرگذاری و اثربخشی الگوهای نهادی را حفظ کردهاند. مطابق تقسیمبندی این مطالعه این نهادهای موازی شکل گرفته ذیل انقلاب فرهنگی در دو دسته: ۱- دانشگاه موازی و ۲- ماموریتهای نوین یا جایگزین قابل تفکیک هستند. در دسته اول، دانشگاههایی که در مدت زمان انقلاب فرهنگی نطفهشان بسته شدهاست، مورد سنجش قرار گرفتهاند، مجموعههایی همانند دانشگاه تربیت مدرس، دانشگاه آزاد اسلامی و ... و در دسته دوم ماموریتهایی که در ابتدا با الگوی موقت تعیین شدند و سپس حول آنها نهادهای قدرتمندی شکل گرفتهاست بررسی شدهاست، ماموریتهایی مانند ستاد انقلاب فرهنگی که بعدها کار خود را در قالب شورای عالی انقلاب فرهنگی دنبال کرد. کلمات کلیدی:انقلاب فرهنگی، نهادهای موازی، تاریخ دانشگاه، نهادگرایی تاریخی، دانشگاه در ایران.