سیاستگذاری امنیت منطقهای ناتو در مقابله با نشانههای آشوبساز
نویسندگان
1 ـ استاد علوم سیاسی، دانشگاه تهران
doi
چکیده
پایان ساختار دوقطبی را باید بهعنوان مقدمهای برای ظهور سازوکارهای آشوبزا در سیاست بینالملل دانست. بازیگران منطقهای و قدرتهای بزرگ در شرایط جهان آشوبزده، نیازمند سیاستگذاری امنیتی و راهبردی برای کنترل و محدودسازی نتایج آشوب سیاسی میباشند. سیاستگذاری امنیت منطقهای در شرایط آشوب میتواند از طریق سازوکارهای یکجانبه، نهادی و هویتی انجام پذیرد. در این مقاله با استفاده از روش «تحلیل دادهها» و «تحلیل محتوا» و با استفاده از چارچوب نظری «نهادگرایی امنیتی» تلاش میشود تا سه سطح تحلیل امنیتسازی منطقهای در فرآیند سیاستگذاری امنیتی بررسی و ارزیابی شود. یافته ها نشان می دهد که امنیت، ماهیت دگرگونشونده داشته و تحتتأثیر سازوکارهای محیط پیرامونی تغییر مییابد. در چنین شرایطی، نهادهای امنیتی نیز وظیفه دارند تا از سازوکارهای لازم برای چندجانبهگرایی نهادی و در راستای مقابله با تهدیدهای نوظهور استفاده نمایند. تهدیدهای نوظهور در نگرش بازیگران جهان غرب در قالب «نظریه آشوب» تبیین گردیده است. این نظریه میتواند جایگزینی برای رهیافتهای رئالیستی و نئورئالیستی تلقی شود.