تحلیل گفتمان تحول ارزشهای اجتماعی خانواده در سینمای دهه شصت ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی فرهنگی،دانشکده علوم انسانی،گروه علوم اجتماعی،ارتباطات و رسانه،دانشگاه آزاد اسلامی واحدتهران مرکزی،تهران،ایران.
2 استادیار دانشکده علوم انسانی،گروه علوم اجتماعی،ارتباطات و رسانه،دانشگاه آزاد اسلامی واحدتهران مرکزی،تهران،ایران.(نویسنده مسئول)
3 استادیار دانشکده علوم انسانی،گروه علوم اجتماعی،ارتباطات و رسانه،دانشگاه آزاد اسلامی واحدتهران مرکزی،تهران،ایران.
doi
10.22034/scm.2025.525186.1881چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تحول ارزشهای اجتماعی خانواده در سینمای ایران دهه ۱۳۶۰ با استفاده از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف انجام شده است. چهار فیلم این دهه، شامل مترسک، بگذار زندگی کنم، سایههای غم و در آرزوی ازدواج، مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان میدهد که این فیلمها بازنمایی پیچیدهای از کشاکش گفتمانی میان ارزشهای سنتی و مدرن را در بستر تحولات اجتماعی-سیاسی پس از انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، بحران اقتصادی و تثبیت ایدئولوژی دینی ارائه میدهند. گفتمان سنتی، متمرکز بر پدرسالاری، نقشهای جنسیتی ثابت (پدر نانآور، مادر خانهدار)، قداست ازدواج و تأکید بر فرزندآوری زیستی، در برابر گفتمانهای نوظهور استقلال فردی، برابری جنسیتی، بازتعریف مادری و پذیرش اشکال جدید خانواده (فرزندخواندگی) قرار میگیرد. در مترسک، انسجام خانواده از طریق پذیرش نقش نامادری و همبستگی اجتماعی تقویت میشود. بگذار زندگی کنم با نمایش طلاق و مطالبه استقلال زنان، چالشهای نقشهای سنتی را برجسته میسازد. سایههای غم با طرح مسئله ناباروری و پذیرش فرزندخواندگی، مفهوم مادری را بر پایه پیوندهای عاطفی بازتعریف میکند. در آرزوی ازدواج نیز مقاومت نسل جوان در برابر اقتدار پدرسالارانه و تأکید بر استقلال شغلی و تحصیلی را به تصویر میکشد. این فیلمها، خانواده دهه ۶۰ را نهادی دوگانه نشان میدهند که هم حافظ ارزشهای رسمی است و هم عرصهای برای تنش و تحول تدریجی به سوی ارزشهای مدرن.