مقاله کوتاه: شواهدی نویافته بر معنا و کاربرد «بلبل» در متون روایی فارسی
نویسندگان
1 دانشیار زبان و ادبیات فارسی، واحد یاسوج، دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران.
doi
10.22099/jba.2024.51570.4580چکیده
شواهدی نویافته بر معنا و کاربرد «بلبل» در متون روایی فارسی چکیدهبلبل بهعنوان پرندهای خوشخوان که به زندخوان، زندباف و زندواف نیز مشهور است، در ادبیات فارسی جایگاه ویژهای دارد. فردوسی در ابتدای داستان رستم و اسفندیار بیتی به قرار زیر آورده: ز بلبل شنیدم یکی داستان که برخواند از گفتهی باستان در این مقدمه، بلبل راویِ داستانِ اسفندیار شمرده شده است. جلال خالقیمطلق برای نخستینبار حدسی مطرح میکند که آیا این بلبل میتواند نه بلبلِ پرنده که لقب یک راوی باشد که در روایتِ داستان به مقام استادی رسیده است؟ پس از انگارهی خالقیمطلق، شواهدی توسط پژوهشگران حاکی از آنکه در اندیشهی ملل مختلف به فردِ راوی، شاهنامهخوان و گوسانها «بلبل» اطلاق میشود، بیان شد. این پژوهشگر ضمن معرفی شواهدِ گذشته و نقلقولهای پیشین، به شواهدی جدید دست یافته است که در این مقاله به تحلیل آنها خواهد پرداخت. این کوتهمقاله که با روش توصیفی – تحلیلی نوشته شده، به این نتایج دست یافته که بلبل در مقدمهی رستم و اسفندیار لقب یا صفت یک راوی است و در قزاقستان، پاکستان، هند، ازبکستان، لهستان و ایران این لقب برای گوسانها وجود داشته و تا چندی پیش نیز در برخی شهرهای ایران ازجمله شیراز کاملاً شناخته شده بوده که مستندهای آن در متن مقاله آمده است.