رابطۀ بحران اقتصادی و رشد حرکتهای راست افراطی: مورد مجارستان
نویسندگان
1 استادیار علوم سیاسی، مؤسسه تاریخ و فرهنگ ایران، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.
2 دانشجوی دکتری روابط بین الملل ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.
doi
10.22126/ipes.2021.5476.1282چکیده
در دوران اخیر عواملی، بهویژه بحرانهای اقتصادی، به راست افراطی امکان داده که با انتقاد از برنامههای احزاب حاکم در قدرت سیاست آنها را ناکارآمد نشان دهد و با بزرگنمایی وخامت اوضاع کنونی و سردادن شعارهایی دربارۀ توزیع نابرابر منابع بهنفع مردم بومی یا نابودی منابع دولت سخن بگویند. احزاب راستگرا با پیوندزدن مشکلات اقتصادی به خارجیها، اعم از نهادهای سیاسی و اقتصادی و یا مهاجران و نیز سیاست دولتها، موفقیتهای درخورتوجهی را در انتخابات بهدست آوردهاند. مقالة حاضر با روش توصیفی و تحلیلی، ضمن توجه به نقش بحران اقتصادی در قدرتیابی راست افراطی در مجارستان، بر آن است تا شکلگیری و خیزش راست افراطی را که در اصل زمینههایی فراتر از اقتصاد دارد و ریشة آن به عوامل هویتی و فرهنگی بازمیگردد و براثر مسائل اقتصادی تشدید میشود بررسی کند. بهعبارتدیگر، در تحلیل راست افراطی باید توجه داشت که روندهایی همچون سیاست اتحادیة اروپا ازجمله در تحمیل سیاست ریاضت اقتصادی، دستورالعملهایی دربارة مهاجران، و اعمال خطمشیهای خاص از سوی دولتهای پیشین عمدتاً در حکم تسریعکنندة وضعیت بحرانی درازمدت عمل کردهاند. در اینجاست که رگههایی از گرایشهای فاشیستی و انحصارطلبانه در چنین جریانهایی بروز و ظهور مییابد که هرچند خاستگاهی ملیگرایانه دارند، بهشدت مستعد تبدیلشدن به جریانی تمامیتخواه و ستیزهجویند. برای توضیح مدعای مقالة حاضر با استفاده از مکتب کپنهاگ و بهویژه تأکید بر امنیتیشدن امور در این رهیافت تلاش میشود نشان داده شود که چگونه جریانهای راست افراطی، ازجمله در مجارستان، با ترسیم وضعیتی خاص از موقعیت خارجیها و مهاجران، امور مختلف اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی را سیاسی جلوه میدهد و از آن برای پیشبرد اهداف خویش استفاده میکند.