تأثیر رویکردهای ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران در تعامل با نظام بینالملل بر راهبردهای توسعه اقتصادی کشور
نویسندگان
1 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
3 گروه علوم سیاسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22034/jgeoq.2025.564058.4378چکیده
مقاله حاضر به تحلیل تأثیرات متقابل و اغلب متعارض میان رویکردهای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال نظام بینالملل و اهداف برنامههای توسعه اقتصادی کشور میپردازد. این تحقیق بر این فرضیه استوار است که یک دوگانگی بنیادین میان اصول آرمانگرایانه و استقلالمحور سیاست خارجی ایران (مبتنی بر نفی سلطه و حفظ استقلال سیاسی) و الزامات عملگرایانه توسعه اقتصادی (نیازمند تعامل سازنده، جذب سرمایه و انتقال فناوری از اقتصاد جهانی) وجود دارد. با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و بررسی اسنادی برنامههای توسعه پنجساله پس از انقلاب، این نتیجه حاصل میشود که راهبردهای مبتنی بر تقابل و تنش در عرصه بینالمللی، به طور مستقیم به شکلگیری و تشدید تحریمهای اقتصادی گسترده منجر شده است. این تحریمها به مثابه یک متغیر مداخلهگر قدرتمند، با ایجاد محدودیت در دسترسی به منابع مالی، بازارهای صادراتی و تکنولوژیهای پیشرفته، تحقق اهداف کلان برنامههای توسعه را به طور سیستماتیک با چالش مواجه ساخته و موجب ناکارآمدی بخشی از سیاستگذاریهای اقتصادی شده است. در مقابل، گفتمانهایی نظیر «اقتصاد مقاومتی» به عنوان راهکاری برای کاهش این آسیبپذیری ارائه شدهاند، اما خود این رویکرد نیز برای موفقیت کامل، نیازمند سطحی از تعاملات هوشمندانه بینالمللی است. برآیند کلی، نشاندهنده یک ناهمسویی ساختاری میان اهداف عرصه سیاست و اقتصاد است که هزینههای فرصت قابل توجهی را بر فرآیند توسعه پایدار ایران تحمیل کرده است.